عبادتها كه پيشكشها يا نذرها و قربانىهايند ، بيرون باشد ، خوبيش از اين روى است ، كه به كسان ديگرى جز خود سر برنده مهربانى مىباشد .
مهربانىهائى كه به حكم شرع واجب مىباشند ، سهگونهاند :
اول : از اينرو واجب است كه نيكى كردن است ، و بدى دست بازداشتن از آن براى اين است كه دست بازداشتن از كارى است كه بايد انجام گردد .
دوم : قسمى از مهربانى است كه براى تباهكارى بودنش بد باشد ؛ و از اينرو بايد از آن دست بازداشت ، كه دست بازداشتن از كار بد است .
سوم : آنگونه مهربانى است كه چون نيكوئى در آن است خواهانش كردند ، و آن مهربانى كه براى خوبيش ، خواسته شده باشد ، دست بازداشتن از آن را نام نمىبرند ؛ زيرا براى دست بازداشتن از كار مستحب اثرى وجود ندارد ، بلكه آنچه براى بودنش هست همان اثرش مىباشد ؛ و در ميان بخشها ، چيزى نيست كه انجام دادنش مهربانى باشد ، و دست بازداشتن از آن ، تباهكارى باشد ؛ زيرا با دليل جز آن را دانستهايم ، و گرنه آن روا مىباشد .
نماز از اينرو واجب است كه نيكوكارى است . نه براى اينكه دست بازداشتن از آن تباهكارى باشد ، و براى همين است كه در شرع صفتهاى ويژهاى برايش آمده است ؛ و همچنين كارهائى كه در شرع بد هستند : مانند كار خوب وانمود كردن و جز آن ، براى اين بد هستند ، كه تباهكارى مىباشند ، نه براى اينكه دست بازداشتن از آنها ، نيكوكارى است ، و براى همين است كه نشان دادن صفتهاى ويژه ، و شرطهائى را وانمودن ، در شرع به خود اين كارها روىآور است نه ، به دست بازداشتن از آنها .
و دليل بر آنكه نماز براى اين واجب نشده كه دست بازداشتن از آن تباهكارى باشد ، اين است كه اگر چنين مىبود ، بايد ، خداوند برتر از همه چيز ، حكم دست بازداشتن از آن را آشكار كرده باشد ؛ زيرا دست بازداشتن از آن ، براى تكليف كردن مورد نظر است .
و بايستى دانا بودن به بدى دست بازداشتن از آن ، پيشتر باشد ، و پس از آن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٥١