يا از خود شخص تكليفشونده ، و يا از ديگرى ، جز هر دو ، پس آنچه از خداوند برتر از همه سر مىزند ، رواست ، رفتار ، يا رفتارهاى ديگرى باشد كه جانشين آن گردد ، و چيزى از آن جلوگيرى نمىكند ، و او مىتواند كار ديگرى را برگزيند ، اما آنچه كار خود شخص تكليفشونده باشد روا نيست كار ديگرى به جايش يافت گردد ، زيرا آن كار ديگر هم از اين بيرون نيست كه يا كار خداوند برتر از همه است ، يا كار خود شخص تكليفشونده است .
روا نيست كار خود شخص تكليفشونده باشد ، زيرا اگر ، در ميان كارهاى او چيزى يافت مىشد كه در مهربانى بودن جانشين مثلا نماز گردد ، بايستى خداوند آن را نشان مىداد ، تا باور نكند كه آن كار واجب نيست و چون ما پذيرفتهايم ، هر كارى كه در شمار عبادتها نباشد ، بايد بدانيم ، قاعده بر اين است كه انجام دادن ، يا انجام ندادن آن كار ، روا باشد ، پس مىدانيم كه ميان آن كارها ، چيزى نيست كه در مهربانى بودن جانشين نماز گردد .
و روا نيست كه از خداوند برتر از همه چيز كارى سر بزند كه جانشين نماز ، باشد ، زيرا اگر چنين مىشد ، بايد ، بر ما نباشد كه باور كنيم نماز ، با تمام بودن همهء شرطها ، در هرزمانى واجب است ، چه كار تازهاى از خداوند برتر از همه ، سر بزند ، يا سر نزند ، و بنابراين هنگامى كه مهربانى از خود شخص تكليفشونده سر مىزند ، بايد يا واجب باشد و يا مستحب باشد ، و نمىشود مباح باشد ، و رواست كه يا واجب باشد و يا مستحب باشد ، اما جز هنگامى كه براى ديگرى مهربانى باشد ، چنين نخواهد بود ؛ زيرا ما آشكار كرديم ، رفتارى كه مهربانى با عمرو است ، بر زيد واجب نيست كه آن را انجام بدهد . و انجام دادنش كار خوبى نيست مگر پس از آنكه ، بداند براى خود او هم همين مهربانى هست .
مهربانى هنگامى كه كار خود شخص تكليفشونده باشد ، و پس از تكليف شدنش انجام گردد ، نمىشود جز آن كه واجب باشد ؛ و آن مهربانى كه همزمان با تكليف شدنش باشد ، بنابر آنچه گذشت ، نمىتوان آن را واجب گفت .
اما سر بريدن چهارپايان ، كه خوردن آنها رواست ، اگر سر بريدنشان از
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٥٠