و هرانجامدهندهاى آن را دارا مىباشد . دانا بودن به سود ، يا باور كردن و يا گمان بردن به آن است ، و براى همين است كه گاهى ، شخص انجامدهنده ، سود داشتن كارى را باور مىكند ، كه سودى در آن نباشد ، پس باور كردن سود ، برانگيزاننده به انجام دادن كار است ؛ و باور كردن زيان كه وارونهء آن است ، روگردانكننده از انجام دادن كار است .
اكنون كه معنى مهربانى استوار گرديد ، مىشود كه رفتار درك ناشدهاى برانگيزاننده به انجام دادن كار باشد ؛ و درخور رفتارى كه مهربانى مىباشد اين است كه پيش از خود كارى واقع شود كه نسبت به آن مهربانى مىباشد ، تا درست باشد كه خواننده و برانگيزاننده به انجام دادن آن گردد ؛ زيرا آنچه برانگيزاننده است ، جز اينكه پيش از خود كار پديد آيد نمىشود .
و كمترين زمانى كه بايد پيش از زمان انجام دادن كار باشد ، يك لحظه است .
و رواست كه زمانهاى زيادى پيشتر از آن باشد ، بهطورى كه از برانگيزاننده بودن ، به فراموشى بيرون نرود .
و بسا باشد كه در پيشتر بودن ، مهربانى ، بيشتر باشد ؛ آيا نمىبينى هريك از ما ، در زمانهاى بسيار پيشتر از دوران فراگيرى دانش ، به فرزندش مهربانى مىكند ، و او را به فراگيرى آن برمىانگيزاند ، و بسا مىشود كه از پيشتر مهربانى كردن ، به فراگيرى دانش ، برانگيزانندهتر باشد .
مهربانى سهگونه است :
اول : آنكه كار خداوند برتر از همه است .
دوم : كار خود آنكس است كه مهربانى به او مىشود .
سوم : كار ديگرى به جز هردو مىباشد .
پس آن مهربانى كه از خداوند برتر از همه سر مىزند ، دوگونه است ، يكى پس از تكليف كردن به كارى كه مهربانى در انجام دادن آن مىباشد ، از او سر مىزند ؛ و آن را مهربانى ( واجب ) مىگويند . ( دوم ) آنكه همزمان با تكليف كردن به آن كار است ، و آن را مهربانى واجب نمىگويند ؛ زيرا تكليف كردن ؛ اينگونه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٤٨