تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
اگر نخست درست باشد ، روا نخواهد بود كه پس از كوتاهى كردن ، در انديشيدن نخست ، دوباره به از سر گرفتن انديشيدن تكليف داده شود ، زيرا آنچه از تكليف كردن به انديشيدن خواسته شده ، به دست آوردن شناسائى است ، و آنچه از تكليف كردن به فراهم نمودن شناسائى خواسته شده ، اين است كه نسبت به آنچه بايد انجام بدهد مهربانى شده باشد . و چون چنين انديشيديم كه اين كس در انديشيدن نخست نافرمانى كرده است ، جز به همان اندازه از تكليف كه اگر در راه به دست آوردن شناسائى نافرمانى نمىكرد ، به شناسائى مىرسيد ، شناسائى او نسبت به كارهائى كه بايد انجام بدهد ، مهربانى بود ، و او خودش با نافرمانى كردنش ، اين مهربانى را از ميان برده است ، و بيش از تكليف نخست فرمان ديگرى به او داده نمىشود ، پس هيچ‌روئى براى تكليف كردن او به از سر گرفتن انديشيدن نخواهد بود ؛ زيرا همان تكليف كردن نخست او را به شناسائى خداوند مىرساند ، و از تكليف كردن ، چيزى جز شناسائى خواسته نشده است . و چنانچه بينديشيم : كسى كه در آغاز انديشيدن كوتاهى كرده است ، تكليف ديگرى بيش از نخست به او داده مىشود ، و اگر در آغاز ، انديشيده بود و شناسائى فراهم كرده بود ، شناسائى او در اين تكليف كردنش مهربانى بود ، پس به ناچار بايد به از سر گرفتن انديشيدن تكليف داده شود و بايد تا زمانى زنده نگهداشته شود كه بتواند در آن شناسائى خود را كامل گرداند آنچنان كه در بار نخست گفتيم . و لازم نمىآيد كه در زمان‌هاى بىپايان زنده بماند ، و تكليف داده شود ؛ زيرا تكليف بريده مىشود و پايان مىيابد . و بايد خداوند او را تا پايان زمانى زنده نگهدارد كه چنين شخص گنه‌كارى ديگر به از سر گرفتن انديشيدن تكليف داده نشود . و از اين كه گفتيم : كسى كه در آغاز انديشيدن از آن سرباز زده است ، اگر درباره‌اش به همان تكليف كردن نخست بدون افزوده شدن تكليف ديگر اكتفا شود ، و به از سر گرفتن انديشيدن تكليف داده نشود ، لازم نمىآيد از كسانى باشد كه