انديشههاى ترسناكى از نينديشيدن بر دلش فرود نيايد ، بلكه ناگزير گنهكارى ، او را از آن انديشهها روگردان مىكند ، و از انديشههاى ترسناكى كه در دلش افتاده به فراموشى مىافكندش .
و از اين برنمىآيد كه خردش را از دست داده باشد ؛ زيرا ميان خردمندان كسانى هستند كه در كارهاى دينى و دنيوى بسيارى مىانديشند ، و با آن كه نشانىهاى بيمناككنندهاى برايشان آشكار است ، به واسطهء انديشههائى كه آنان را به كار وا مىدارند و خوشيهائى كه او را به بازى مىگيرند ، از انديشيدن در آنها و ترسيدن از آنها باز مىمانند ؛ و كسى را كه ياد كرديم ، هنگامى كه از تكليف شدن به از سر گرفتن انديشيدن بيرون مىرود ، از تكليف عقلى بيرون مىرود ، زيرا روا نيست از تكليف عقلى بيرون شود ، مانند خوددارى كردن از ستمكارى و دروغ گفتن و از اين كه بخشندهء خوشيها را بايد سپاسگزارى كند ، و چيزهاى ديگرى به مانند اينها ، زيرا درستى خرد هركسى اين تكليفها را فراهم مىكند ، و اگر تكليف كردن به انديشيدن ، راهى به سوى شناسائى نباشد ، روى ديگرى برايش نخواهد بود ، و چون ترسيدن ، تكليف داشتن به انديشيدن را فراهم مىكند و بر آن برمىانگيزاند و ما چنين انديشيديم ، كه آن هم از ميان رفته است ، پس چيزى كه انديشيدن را واجب گرداند از ميان رفته است .
پس اگر بگويند : اگر در انديشيدن نخست كوتاهى شود چه خواهيد گفت ؟
آيا بر انديشه نكردن در پيشآمدهاى آينده ، سزاوارى نكوهش و شكنجه حاصل مىگردد ؟
اگر بگوئيد سزاوار آن نخواهد شد در اين صورت انديشيدن را از اين كه واجب باشد بيرون بردهايد ؛ و اگر بگوئيد بر هيچيك اينها سزاوار نكوهش و شكنجه نمىگردد ، بركارى كه شخص تكليفشونده نمىتواند انجام بدهد و انجام دادنش از او محال است ، سزاوارى شكنجه ديدن را لازم دانستهايد .
زيرا نافرمانى كردن او در انديشيدن نخست سر زدن انديشيدن دوم و سوم را بر آن روى كه دانائى از آن فراهم شود ، محال مىگرداند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٤٢