پديد آمدن مسبب حاصل مىشود ، نه زمانى كه سبب موجود مىگردد .
و كسى نمىتواند بگويد : اگر همهء دانستنىها براى شخص تكليفشونده ، مثلا جز درصد هنگام ، به پايان رسيدنى نباشد ، و به او تكليف داده شود كه آنچه با عقل دانستنى مىباشد ، همه را در درازى اين زمانها به دست آورد اينگونه تكليف كردنش كه در اين زمان دراز است ، نسبت به انجام دادن آنچه بايد انجام بدهد ، از مهربانى برهنه خواهد بود « 1 » .
و اگر روا باشد كه تكليف كردنش در مدت كوتاه مهربانى باشد در مدت دراز پيش از رسيدن آن مقدار از زمان كه بدست آوردن همهء دانستنىها در آن ممكن نباشد نيز روا خواهد بود .
و علت مهربانى بودن تكليف كردن به كسب معارف همين است كه بتواند در آن مدت ، همهء دانستنىها را به دست آورد .
هامش
( 1 ) خلاصهء مطلب اين است كه وقتى كار فنى دقيقى به كسى واگذار مىشود بايد براى انجام دادن آن كار دستورات و تعليماتى فرا بگيرد ، و فرا گرفتن آن تعليمات مقدارى وقت لازم دارد ، پس پيش از رسيدن وقت عمل ، بايد به او هشدار داده شود كه برو و تعاليم لازمه را بياموز ، اين هشدارى و يادآورى نسبت به انجام دادن آن كار مهربانى به او مىباشد ، حال از سه صورت بيرون نيست .
الف - يا فرصتى كه براى فراگيرى تعليمات داده مىشود بيشتر از اندازهء لازم است .
ب - و يا مساوى با آن است .
ج - و يا كمتر از آن .
اگر بيشتر باشد ممكن است شخص به خيال زياد بودن وقت سهلانگارى كند تا كمتر از وقت لازم بماند و نتواند در آن اندازه از زمان تعليمات لازمه را فرا بگيرد ، پس فرصت زياد دادن مهربانى نيست .
و اگر زمان كمتر از اندازهء لازم باشد و نتواند همهء دانستنىهاى لازم را فرا بگيرد آن هم مهربانى نيست ؛ پس آن اندازه از وقت را كه مساوى با شمارهء دانستنىها باشد چگونه مىتوان به دست آورد ؟
پاسخ اين است كه به طور يقين نمىتوان اندازهء لازم را معين كرد ، اما به تخمين مىتوان آن را معين نمود
.