خواهيم گفت : چون در آغاز به نينديشيدن ، نافرمانى كرده است ، بر نينديشيدن هاى پس از آن هم سزاوار نكوهش مىگردد ، هرچند با كوتاهى كردن در انديشيدن نخست ، پرداختن به انديشههاى ديگر برايش انجام دادنى نباشد ، زيرا از سوى خودش كار را به انجام نشدنى بودن آنها كشانيده است ، براى اين كه با كوتاهى كردنش در انديشيدن نخست ، خودش را از دست يافتن ، بر انجام دادن كارى كه بايد انجام بدهد ، كه انديشيدن است ، بيرون برده است ، و نمىگوئيم : با آن كه در انديشيدن نخست كوتاهى كرده است ، بايد انديشيدنهاى پس از آن را انجام بدهد ، بلكه مىگوئيم انديشيدنهاى بعدى بر او واجب بوده است ، و خود او آنها را از ميان برده است و او به مانند كسى است ، كه به روزه گرفتن روز معينى ، تكليف شده باشد ، و در آغاز روز چيزى بخورد و روزه بگشايد ؛ چنين كسى با كوتاهى كردن در روزه داشتن اول روز ، بر روزه نداشتن در همه روز ، سزاوار نكوهش و شكنجه ديدن مىشود ؛ هرچند كسى كه در آغاز روز ، روزهاش را از دست داده باشد ، باقيماندهء روز را نمىتواند روزه بدارد ، ليكن از سوى خودش روزه داشتن را انجام نشدنى گردانيده و نكوهش شدن بر روزه نداشتن همهء روز ، به او روىآور مىشود .
و همچنين است كسى كه بندهاش را به آوردن چيزى ، در وقت معينى ، فرمان بدهد ، و ميان آنان راه درازى فاصله باشد ، اگر آن بنده در پيمودن راه كوتاهى كند ، بر نياوردن آن چيز ، سزاوار نكوهش مىگردد ، هرچند با كوتاهى كردن ، در راه پيمودن ، دادن آن چيز در آن هنگامى كه از او خواسته شده ، انجام نشدنى گرديده است ، و با اين همه براى آنچه گفتيم با نپيمودن راه سرزنش به او روىآور مىشود .
سخن درست اين است : كسى كه در انديشيدنهاى پىدرپى سستكارى مىكند ، در همهء زمانهاى سستكارى كمكم سزاوار نكوهيدن مىشود ، و در آغاز سستكارى در انديشيدن بر همه نينديشيدنها ، سزاوار كيفر نمىشود ، و در انجام ندادن سبب ، كه به انجام نيافتن مسبب مىكشد ، به همين گونه بايد سخن گفته شود ؛ زيرا سزاوار شدن پاداش يا كيفرى كه به انجام يافتن مسبب فراهم مىشود ، هنگام
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٤٣