و خداوند مىتواند دانائىها را در مردم پديد آورد ، يا آنان را بر به دست آوردنش وادار كند ، زيرا اين سخن از آنجا نادرست است كه اگر پديد آوردن دانشها از جانب او مهربانى باشد ، بايد وادار كردن ، به آن بيهوده و بدون سود باشد .
و نيز اگر در ميان دانشها آنها كه آشكارند بر روئى مهربانى باشند ، بايد در كسى كه مىداند ايمان نخواهد آورد ، آن را پديد آورد ، و ما مىدانيم كه بسيارى از كافران هنگامى كه مىميرند ، كافرند ، و كسى كه مىگويد آنان دانش ضرورى دارند به آنچه مىداند گردن نمىنهند .
پس اگر بگويند : چنانچه دانائى مهربانى باشد ، بايد روا نباشد كه هيچ شخص دانائى گناه كند .
گفته خواهد شد : مهربانى سبب نمىشود كارى انجام داده شود ، و به انجام دادنش برمىانگيزاند ، و انگيزهها را بر بجا آوردنش نيرومند مىكند ، و كار را آسان مىگرداند ؛ و چه بسا كار با همان دانائى سر بزند ، و گاهى كار با دانائى ، به انجام دادن نزديكتر مىشود ، هرچند سر نزند .
و كارهاى مستحب از اينرو واجب نشدند كه انجام دادن آنها كارهاى واجب را آسان مىكند ، و انگيزهها را به انجام دادن آنها استوار مىگرداند ؛ و چيزى كه كار واجب را آسان كند به مانند كارهاى نزديككننده و مانند كارهائى كه در نزديك شدن پايه و ريشه است ، واجب نمىباشد .
و آنچه پيش من استوارتر است ، اين است كه كارهاى مستحب ، از اينرو واجب نشدند ، كه در انجام دادن مستحبات عقلى مهربانى مىباشند ، پس اينها پيرو كارهائى هستند كه مهربانى در آنهايند .
و بايد خداوند برتر از همه چيز ، شخص تكليفشونده را به اندازهاى زنده نگهدارد كه در آن اندازه از زمان ، شناسائى كامل به خداوند و صفات و يكى دانستن و درستكارى او به دست آوردنى باشد .
و پس از آن به اندازهاى از زمان بايد زنده بماند كه بتواند در آن كارهائى را كه بايد كرد و يا آنچه را نبايد كرد ، انجام بدهد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٣٧