نمىكند ؛ زيرا او از اين مىترسد كه اگر در نگريستن در راه شناسائى خداوند برتر از همه چيز فروگذارى كند سزاوار شكنجهء بزرگ هميشگى گردد ، كه تابآوردنى نباشد .
و هرگاه از اين بيم رود كه اگر در راه شناسائى خداوند برتر از همه چيز بينديشد ، چيز ديگرى به دلش افتد و با آن يكى برابرى كند و او را به اين برساند كه سازندهاى ندارد ، و در انجام دادن گناهان بكوشد ؛ و نكوهشى به انجام دادن گناهان سزاوار گردد ، بدون شك اين زيانى نيست و اگر چه گاهى هم به عللى از آن زيانى ببيند ، اما به زيانى كه از شكنجهء هميشگى به او مىرسد ، نزديك نخواهد شد .
پس به هرگونه باشد در راه شناسائى خداوند برتر از همه چيز بايد انديشيد ، تا از زيان بزرگترى كه بيمناك شدن از زيان كوشش كردن در گناهان با آن برابرى نمىكند خويشتندارى حاصل شود .
اما نمونهء آنچه به دل مىافتد و اثر نمىكند ، اين است كه به خود بگوئى مينديش ، زيرا اگر انديشه نمودى ، دشوارى و سختى را بر خود هموار كردهاى و شايد هم از آنچه بايد بدست آورى بيراهه نرفته باشى ، پس بشتاب به سوى خوشى و فراخى زندگى ؛ و چنين چيزى كه به دل مىافتد مؤثر نيست ؛ زيرا ، بر خود هموار كردن دشوارى نگريستن به دليلها و انديشيدن در آنها آسانتر است از آنچه ترسناك است ، و آن شكنجهء بزرگى است كه از كوتاهى كردن در انديشيدن حاصل مىشود ، و بيم از دشوارى انديشيدن ، اين را فراهم مىكند كه از انديشيدن در خوبىهاى اين جهانى خوددارى شود ، براى اين كه دشوارى انديشيدن ، با خوبىهاى اين جهانى برابرى مىكند .
و همچنين اگر آنچه به دل مىافتد به تو بگويد ، اگر خدا را شناختى از پايان كارت آسوده مباش ، شايد اگر او را نشناخته باشى تو را شكنجه ندهد ، اين نيز با بيم داشتن از شكنجهء هميشگى برابرى نمىكند ، زيرا نشانى بر آن وجود ندارد ، و آنچه در خردها استوارتر است ، اين است ، كه اگر بخشندهء خوشيها ، شناخته شود ، و به فرمانش كار كنند ، آسودگى بدان شايستهتر خواهد بود از نيستى و نابودى .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٣٤