و بنابر آنچه گفتيم « كه بهتر اين است آنچه به دل مىافتد ترتيب دادن نگريستن در دليلها را فرا گرفته باشد » با اين كه او را آگاه گردانيده است ، بايد در اين هنگام در دليلها بنگرد ؛ زيرا شخص خردمند ، خصوصا كسى كه خردش درست باشد ، و با مردم آميزش نداشته و با عادتها آشنائى نيافته باشد ، دور نيست كه پيش خودش جوياى دليل آن گردد .
و هرگاه چيز ديگرى به دلش افتد و با آنها برابرى كند از اين بيرون نيست كه يا در او اثر مىكند ، و يا اثر نمىكند ، اگر به راستى در او اثر كند ، بر خداوند برتر از همه است كه او را از آن نگهدارى كند تا به آن بيمناكى كه به شخص تكليفشونده مىرسد تن بدهد ، و بر اوست كه در دليلها بنگرد ، و بر خداوند نيست كه آنچه را به دل مىافتد و اثر نمىكند از او جلوگيرى كند ؛ زيرا به راستى با آنها برابرى نمىكند و كسى كه تكليفشونده است بايد از آن روىگردان شود .
و استوارترين سخنى كه دربارهء نمونهء آنچه به دل مىافتد و اثر مىكند ، گفته شده ، اين است كه آن ديگرى كه به دل افتاده است ، مىآيد و با آن يكى برابرى مىكند و مىگويد آسوده مباش ، اگر به دليل نگريستى ، شايد نگريستن به اين يكى تو را بدان رساند كه هيچ سازندهاى ندارى تا از شكنجهاش بترسى ، يا به پاداشش چشم بدوزى - و شكى نيست كه شخص تكليفشونده پيش از نگريستن به دليل از اين آسوده نمىماند - .
پس اين خاطره به او مىگويد ، اكنون كه يقين كردى كه سازندهاى ندارى از شكنجه آسوده شدهاى و با آرامش كار بد را پيشخواهى گرفت ، و همين نشانى براى چيزى است كه به دل مىافتد ؛ زيرا آشكار است كه هركس از رسيدن زيان آسوده باشد به هرچه بخواهد دست به كار مىشود ؛ پس اين كه در دلش افتاده با آنچه شما انديشيديد برابرى مىكند .
پاسخ از اين سخن آن است كه بايد خداوند برتر از همه چيز ، از اين و هرچه مانندش باشد كه در وجوب نگريستن به دليل ، رخنه پديد آورد ، جلوگيرى كند ، پس مىتوان گفت كه اين با آنچه گفتيم كه نگريستن به دليل را واجب مىگرداند برابرى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٣٣