و هنگامى كه شخص ترسيد برواست كه در دليلها بنگرد ، جز آن كه بايد ، آنچه به دل مىافتد آگاه گرداند كه چرا بايد شناسائى به دست آورد . تا خوبى اين ترساندن دانسته شود ؛ آيا نمىبينى كسى كه ديگرى را از اين بترساند كه اگر غذائى را بخورد او را خواهد كشت ، بايد از خوردنش خوددارى كند ، اما دانسته نمىشود كه واجب گردانيدن خوددارى كردن از خوردن غذا ، آيا بد است يا خوب است ؟
و اگر بگويد ، آن غذا را نخور ، براى اين كه زهر در آن است ، و نشانهاى به او بنماياند كه زهر در آن است ، او را به خوبى واجب گردانيدن خوددارى كردن از خوردن آن ، آگاه گردانيده است ، و بنابراين بايد آنچه به دل مىافتد فراگير اين باشد كه آنچه در وجود خودتان مىيابيد نشانىهاى اين است كه سازندهاى داريد ، پس از اين آسوده نباشيد كه شايد سازندهاى شما را براى اين ساخته و پايانانديشى نموده باشد كه او را بشناسيد ، و آنچه به حكم خرد ، بايد بكنيد انجام بدهيد ، و از كار بد خوددارى نمائيد ، و تو در خردت كارهائى كه برايت سود كنونى دارد مىيابى ، و مىدانى كارهائى را بايد انجام بدهى كه اكنون بر تو دشوار است ، و مىدانى اگر كار بد از تو سر بزند ، سزاوار نكوهش مىگردى ، و نكوهش ديدن از چيزهائى است كه تو را اندوهناك مىكند ، و به تو زيان مىرساند .
پس هرچند اكنون از آن سود مىبرى ، اما آسوده مباش ، همچنان كه سزاوار نكوهش شدهاى ، سزاوار شكنجه و دردها هم شدهاى .
و آشكار است كه سزاوار شدن هريك از اين دو ، نشانى سزاوار شدن آن ديگرى است .
سپس به او مىگوئيم هرگاه خداوند را به صفتهائى كه دارد نشناخته باشى ، و ندانسته باشى كه او مىتواند تو را بر كارهاى بدى كه انجام مىدهى با شكنجه كردن بازخواست كند ، به انجام دادن كار بد نزديكتر و از انجام ندادنش دور تر خواهى بود ، و هنگامى كه او را شناخته باشى از انجام دادن كار بد دور تر و به انجام ندادنش نزديكتر خواهى بود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٣٢