آغاز سر نمىزند و بايد راهى و نشانهاى برايش باشد .
و گفتيم ، كسى كه ميان خردمندان و پيروان شريعتها و آنان كه پيغمبرى را پذيرفتهاند ، روئيده باشد ، و بشنود كه خردمندان ، با هم در عقيده ناسازگارى دارند و پارهاى از ايشان ، ديگران را از بدست نياوردن شناسائى مىترسانند ، پس او بايد از آن بترسد ، زيرا با اين گونه گفتگوها خردمندان مىترسند .
پس آن كسى كه جدا از مردم زيست كرده ، و هيچ چيز از برانگيزاندن و ترساندن نشنيده است ، ما روشن كرديم كه هنگامى نشانىهاى بيمناكى را در خود و در چيزهاى ديگر مىبيند ، و دليلهاى خوبىهاى آفرينش را در خود مىنگرد ، و بخشندگى خوشىها را در خود مىبيند ، شدنى است بر آن گونه كه از برانگيزانندهها و آنچه به دلش مىافتد و به خود مىآيد ، به خود آگاه گردد و از خود به خود آيد ؛ و اگر چنين چيزى روى ندهد ، بايد كه خداوند چيزى در دلش بيفكند ، تا بداند كه بايد بينديشد ، و در خود بنگرد ؛ و آنچه در دلش مىافتد سخنى خواهد بود ، كه درون شنوائىاش پديد مىآورد ، كه آنچه را آشكار خواهيم كرد در بر داشته باشد .
پس اگر بگويند : اين سخن چنين فراهم مىكند كه هركس كر زاده شده باشد به او تكليف داده نشود ؛ زيرا برانگيزاننده و آنچه در دل مىافتد نمىشود كر را بترساند .
خواهيم گفت : كسى كه كر زاده شده باشد ، رواست از نشانىها دانسته شده باشد كه او پيش خودش خواهد انديشيد ، و به نشانىهائى كه در دل مىافتد ، يا برانگيزاننده ، مىگويد ، آگاه خواهد شد و بر او خواهد بود كه در آن نشانىها بنگرد .
و آنچه سيد مرتضى خدايش بيامرزاد دربارهء به دل افتادن چيزى گفته ، اين است كه آن سخن خداوند برتر از همهچيز است ، و آن را درون شنوائى شخص تكليفشونده مىآفريند ، جائى كه نزديك سينهاش باشد .
و آنچه در دل مىافتد با به خود گفتن و با انديشيدن ، پوشيده كارى مىيابد و رواست كه خداوند برتر از همهچيز ، پارهاى از فرشتگان را فرمان بدهد تا بر اين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٢٨