تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
پس اگر شما روا بدانيد با اين مردم با آن كه بسيار هستند از روى بزرگى فروشى سخن بگوئيد ، هنگامى كه شما هم دانستنىهائى را كه مىگويند ضرورى است نمىپذيريد ، بايد روا باشد آنان هم همين را بر شما ادعا كنند . گفته خواهد شد : دانستن اين كه بايد به تفصيل در راه شناسائى خدا انديشيد ، براى پاره‌اى از خردمندان در آغاز تكليف شدن و بيمناك شدن از زيان شكنجه ديدن فراهم مىگردد ، و براى گروهى از آنان هنگامى اين بيمناكى حاصل مىشود كه براى همگى ايشان فراهم نمىشود ، زيرا آنان داراى حالات گوناگون مىباشند ، پس ممكن است كه پاره‌اى از مردم در خود پوشيده كارى فراهم كنند و اين بيمناكى از ميان برود ، و ندانند كه بايد در كار خود بنگرند ؛ زيرا دانستن اين كه بايد در كار خود بنگرند ، همان دانستن اين است كه بايد در چيزى بنگرند كه داراى صفت ويژهء ( گريز از زيان ) باشد ، و رواست در اين صفت پوشيدگى روى دهد ، و اين به مانند آن است كه فرقهء خوارج در كشتن كسانى كه با آنان ناسازگارى عقيده داشتند و براستى ستمگرى بود ، براى خودشان پوشيده كارى فراهم مىكردند ، تا جائى كه باور كرده بودند كشتن آنان كار خوبى است ، براى اين كه صفت ويژهء ستمگرى را نشناخته بودند . و بسا گفته شده است : هرگاه بيمناكى را چيزهاى زياد ديگرى فرا گرفته باشد انسان آن را از خود درك نمىكند ، و به كسانى مانند شده است كه ستمكارى كرده و حقوقى را بايد بپردازد و بيمارى سختى او را فرا گرفته و نزديك به مردن است ، و بايد از فروگذارى كردن از وصيت ، بترسد و بداند كه بايد وصيت كند ، و با اين همه بسا باشد به واسطهء چيزهائى كه فراگير او هستند ، از آن فراموش كند . علاوه‌بر آن ما از پيروان اين عقيده كه همهء دانستنىها يا آنچه مربوط به خداشناسى است ضرورى مىباشد ، ( اصحاب المعارف ) كسى را نمىشناسيم كه ادعا كند من جز اين مىدانم . اما كسى كه گردن نهادن به سخن ديگران را مىپذيرد ، به دشمنى سخن گفتن در خداشناسى را نمىپذيرد ، نه آن كه نگريستن به دليل را نپذيرد ، و به دشمنى