گفتگو كردن جز نگريستن در دليل است ، و با اين همه چه بسا در بسيارى از جاها به با دشمنى سخن گفتن و رودرروئى كردن پناه برده است .
و ما در گذشتهها آشكار كرديم كه هرچند دانستن اين كه بايد در دليلها نگريست ، دانشى اكتسابى است ، اما اين سخن گفتار ديگر ما را درهم نمىشكند كه نگريستن به نشانىها ، نخستين چيزى است كه شخص تكليفشونده بايد آن را انجام بدهد ، زيرا دانستن چنين چيزى از حد تكليف كردن بيرون است ، براى اين كه به ناچار از انسان سر مىزند ، و همانا ما در آنچه آغاز اين كتاب گذشت ، آشكار كرديم كه نگريستن به نشانىها ، نخستين كارى است كه از شخص تكليفشونده بايد سر بزند ، و شخص تكليفشونده با داشتن خرد درست ، از آن بيرون نخواهد بود .
و گفتيم آنچه درستتر به نظر مىرسد ، اين است كه نياز نداريم بگوئيم :
« قصد شده » تا از اين كه اراده كردن نگريستن به دليل ، نخستين چيزى باشد كه بايد انجام داده شود ، دورى بجوئيم .
زيرا كسى كه از روى دانائى كار مىكند ، بايد انجام دادن آن كار را اراده كرده باشد ، پس تكليف كردن ، اراده كردن را فرا نمىگيرد .
و اين كه گفتيم ، نگريستن به دليلها ، نخستين كارى است كه بايد انجام گردد ، براى اين است كه آنچه بايد از هركسى سر بزند بر دو گونه است : يكى كارى كه به حكم عقل بايد انجام گيرد ، و ديگرى آنچه به حكم شرع بايد بجا آورده شود .
شنيدنىهاى شرعى بر شناسائى خداوند و پيغمبر پايهگذارى شده است ، و ناگزير بايد پس از آنها باشد .
و كارى كه به حكم عقل بايد انجام داده شود ، بنابر آنچه آشكار كرديم ، گاهى از همهچيز تهى مىباشد ، جز نگريستن به دليلها ، پس ثابت شد كه نگريستن به دليلها ، نخستين كارى است كه بايد انجام داده شود .
و چون گفتيم كه نگريستن به دليلها را ، جز هنگام بيمناك شدن از فروگذارى كردن در آن ، نبايد انجام داد ، پس به ناچار بيمناكى فراهم مىشود ، و بيمناكى در
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٢٧