تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
گونه است ، و اين دانش هرچند اكتسابى است اما ناگزير بايد براى كسى فراهم گردد كه دانش نخست را به اجمال دارا باشد ، و سپس در يك نگريستن به دليل معينى بداند كه اين هم همان صفت را دارا است و علم اجمالى نخست ، آن را فراگرفته بوده است « 1 » . زيرا شخص خردمند مانند كسى است كه به پديد آوردن اين دانائى ، ناگزير و ناچار است . آنچنان كه در پديد آوردن علم تفصيلى به يكايك جاهائى كه داراى صفت ستمگرى است همان را مىگوئيم ، و به مانند همهء جاهاى ديگرى است كه مىگوئيم موارد تفصيلى در درون علم اجمالى است ، پس همان علم اجمالى دانائى به چيزهاى بسيار است . پس اگر بگويند : چنانچه دانستن اين كه انديشيدن در راه شناسائى خداوند واجب است ، هنگامى براى خردمندان همگانى است كه چيزى بيادشان افتد و از آن بترسند ، يا جز آن ، پس بايد هر خردمندى پيش خود آن را بداند و در آن شك نكند ، و همانا ما مىدانيم كسانى كه همهء دانستنىها و يا شناسائى خدا را آشكار و ضرورى مىدانند ( اصحاب المعارف ) و كسانى كه گفتهء ديگران را به گردن مىگيرند ( اصحاب التقليد ) وجوب نگريستن به دليل وجود خدا را نمىپذيرند ، و از پيش خود هم بدان پى نمىبرند ، و روا نيست كسانى مانند ايشان ، چيزى را كه پيش خود آشكار مىدانند آن را انكار كنند ، براى اين كه آنان مردم بسيارى هستند .
هامش
( 1 ) براى توضيح مطلب صورت قياس بر اين گونه است : الف - علم اجمالى نخست كه از پيش حاصل و ضرورى بوده و كبراى قياس است : از هر زيانى چه احتمالى يا قطعى باشد بايد گريخت . ب - مورد معينى كه مندرج در علم اجمالى اول و صغراى قياس است : نگريستن در دليل اين كه خدا موجود است يا نيست و داراى چه صفاتى است راه گريز از زيان اخروى است . ج - علم تازه‌اى كه از ملاحظه و مقايسهء اين دو مقدمه زاييده مىشود : بايد در دليل وجود خدا و صفاتش نگريست تا از زيان بزرگى رهائى يافت .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 425 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى