پيدا شدن علم ، آن را مىداند چيزى ديگر نيست .
گفته خواهد شد : هرگاه دانستيم نگريستن به دليل كار خوبى است ، بلكه بايد آن را انجام داد ، دانستهايم كه نگريستن به دليل نادانى و بدى را ثمر نمىبخشد ، و به همين از اين كه پايانش ناپسنديده باشد ، آسوده مىگرديم ، و چنانچه به اين گفتار در وجوب شناختن رخنهاى پيدا شود ، در هرنگريستن به دليلى رخنه خواهد بود ؛ و همانا ما جز اين را مىدانيم .
و به مانند همين سخن پاسخ كسى را مىدهيم كه مىگويد ، چگونه چيزى را كه شخص نمىشناسد و از چيزهاى ديگر جدا نمىكند خدا بر او واجب مىگرداند ؛ و مىگوئيم جدا كردن و شناختن سبب ما را ، از به تفصيل شناختن مسبب بىنياز مىگرداند ، و شخص خردمند نگريستن به دليل را از چيزهاى ديگر جدا مىشناسد ، پس به مانند اين است كه شناسائى را از چيزهاى ديگر جدا مىبيند ؛ و ما آشكار كرديم كه علت واجب بودن نگريستن به دليل ، بيم داشتن از زيان انجام ندادن آن و اميدوارى به جلوگيرى كردن از زيان ، با انجام دادن آن است ، پس براى دورى جستن از زيان ، بايد در دليل نگريست ، همچنان كه به همين دليل بايد كارهاى ديگر را انجام داد .
و در اين كه بايد از زيان گريخت هيچ جدائى ميان اين نيست كه رسيدن به زيان قطعى باشد ، يا به آن گمان برده شده باشد .
و اگر چنين باشد كه در مورد زيانهاى قطعى نگريستن به دليل واجب باشد ، و در زيانهاى احتمالى واجب نباشد ، بايد در جاهائى كه برخورد مىكنيم هيچ كارى يافت نشود كه از راه دورى جستن از زيان انجام گردد ؛ زيرا در اين كارها راهى به سوى دانا شدن به آن وجود ندارد بلكه راه آنها گمان بردن به زيان است .
و كارهائى كه براى دورى جستن از زيان انجام مىگردد ، ناگزير بايد در آنها زيانى نباشد ، و يا زيان كمترى در آن باشد تا از زيان بيشتر دورى جسته شود .
و كسى نمىتواند دورى جستن از زيانها را ناچاركننده بداند ، تا وجوب دورى جستن از آن را از ميان ببرد ؛ زيرا زيان بيمناك كننده ، گاهى به اندازهاى از بيمناكى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٢٣