تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
نادرست رفته است ، و سخنش را نمىپذيريم كه بگويد ، من به مانند آن كسى كه تيرش به نشانه برخورد كرده تيراندازى نموده‌ام . علاوه بر آن ، كسى كه با ما ناسازوارى مىكند ، چيزهاى دليل مانند را مىنگرد ، و آنها را دليل مىپندارد ، و نگريستن در آنها زايندهء دانا شدن به نتيجه نمىباشد ، و هرگاه در دليل بنگرد ، از آن روئى كه زايندهء علم به نتيجه است در آن نمىنگرد ، و براى همين است كه علم به نتيجه برايش حاصل نمىشود . و نيز بسا باشد به باور كردن چيزى كه جز آن را دليل نشان مىدهد و نادانى به مدلول است ، پيشدستى كرده است ؛ و ما آشكار كرديم كه چنين چيزى از زاينده بودن نگريستن به دليل جلوگيرى مىكند . اما دليلى كه ثابت مىكند : نگريستن به دليل ، نادانى را توليد نمىكند ، اين است كه از اين بيرون نيست : يا نگريستن به دليل نادانى پديد مىآورد و يا نگريستن به آنچه دليل مانند باشد نادانى را فراهم مىكند . نمىشود نگريستن به دليل نادانى فراهم كند ، زيرا ما آشكار كرديم كه نگريستن به دليل زايندهء دانا شدن به مدلول است . و هرچند نگريستن ، به چيزهاى دليل مانند نادانى را براى ما به وجود آورد ، نمىشود دانائى و نادانى هردو را با هم زاينده باشد ، زيرا ما در همهء چيزهائى كه دليل مانند مىباشند و كسانى كه با ما ناسازگارى عقيده دارند ، آنها را مىآورند ، و بر آن روئى كه آنان در آن مىنگرند ما هم در آن مىنگريم ، و با اين همه نادانى برايمان فراهم نمىشود . و نيز اين سخن بدان مىكشاند كه همه‌گونه نگريستن به دليل بد باشد و همانا مىدانيم كه نگريستن به بسيارى از آنها خوب است ، بلكه بايد بدان نگريست ؛ و ما اين را از آن‌رو گفتيم كه نگرندهء به دليل پيش از آن كه علم به نتيجه برايش حاصل شود ، اگر در نگريستن به دليل چيزى باشد كه نادانى به وجود آورد ، رواست كه نادانى برايش فراهم گردد ، و حال آن كه پيش از پيدا شدن علم ميان نگرنده بودن به دليل يا چيزى كه دليل‌نما باشد تفاوت نمىگذارد ، پس بايد گام برداشتن به سوى