خواهيم گفت : ما همين را گفتيم ، زيرا دانا بودن به دليل گاهى آشكار است ، پس اگر دانا بودن ، زايندهء دانا شدن به مدلول باشد بايد همهء دانستنىها ، آشكار باشند ، و حال آن كه ما مىدانيم چنين نمىباشد .
و نيز اگر همان دانا بودن به نشاندهى دليل ، زايندهء دانا شدن به مدلول باشد ، بايد در همان هنگام دانا شدن به آن دانائى به مدلول را پديد آورد زيرا هرگاه سبب به روى معينى اختصاص نداشته باشد و روا باشد با مسببش در يكزمان پديد آيند ، بايد آن را به هنگام موجود شدن پديد آورد ، مانند پهلوى يكديگر بودن جوهرها و به هم چسبيدن آنها ، و مانند دريدگى بدن با درد آمدن آن ، و اگر چنين باشد كه دانا بودن به نشان دادن دليل هنگام موجود شدنش توليد كنندهء دانائى به مدلول باشد ، محال خواهد بود كه به نگريستن در آن مشروط باشد ، زيرا هنگام پديد آمدن علم به مدلول ، نمىشود نگريستن به دليل هم موجود باشد .
پس اگر بگويند : چنانچه نگريستن به دليل ، علم به نتيجه را زاينده باشد ، براى كسانى هم كه در اين با شما ناسازگارى دارند ، هنگامى كه به مانند شما به آن بنگرند بايد نگريستن به دليل علم به نتيجه را پديد آورد .
خواهيم گفت : اگر به مانند ما ، در آن بنگرند ، همچنان كه براى ما زايندهء علم به نتيجه است ، براى آنان هم آن را پديد خواهد آورد ، و هنگامى كه براى آنان علم به نتيجه حاصل نگردد ، خواهيم دانست كه در يكى از شرطهاى لازم فروگذارى شده است ؛ و اگر چنين بينديشيم كه هيچ شرطى را فروگذارى نكردهاند ، بايد در اين هنگام آنان به مدلول دانا گرديده باشند ، هرچند دربارهء خودشان جز اين را بگويند .
و اين كه گفتيم : اگر آنان هم به مانند ما در دليل بنگرند ، بايد به مدلول دانا گردند ، براى اين است كه روا نيست گروهى در يك سوى به يك اندازه تيراندازى كنند ، بدون اين كه در تيراندازى هيچگونه ناهمانندى با هم داشته باشند و با اين همه تيرپارهاى از ايشان به نشانه بخورد و پارهاى به نشانه نخورد .
و هنگامى كه تيرپارهاى از ايشان به نشانه نخورد ، مىدانيم در تيراندازى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤١٧