هرگونه نگريستن به دليل از او بد باشد ، زيرا روا داشتن هريك از رويهاى بدى به مانند يقين كردن به آن است .
اما شك كردن ، چيزى نيست كه بتوان گفت نگريستن به دليل آن را به وجود مىآورد ؛ زيرا شك كردن در دل افتادن چيزى است كه باورشدنى باشد با باور نكردن هيچ چيزى .
اما نگريستن به دليل زايندهء نگريستن بدان نيست ، زيرا اگر زايندهء آن مىبود ، نگرنده بودن از شخص نگرنده جدا نمىگرديد ، و حال آن كه ما جز آن را مىدانيم ، و نگريستن به دليل ، از نگريستن به آن زاده نمىشود ، زيرا هيچ نگريستنى ، نشاندادنى نمىباشد مگر آن كه با نبودن گمان حاصل مىگردد ؛ براى اين كه برانگيزانندهها به باور كردن ، با چيزهائى كه از آن روگردان مىكنند ، يكسانند ؛ و گاهى هنگامى كه نشانهاى موجود باشد بدون نگريستن در آن هم گمان حاصل مىشود ؛ به دليل اين كه هرگاه دانسته شده باشد كه پارهاى از پوششها ، نشان گروهى از مردم است ، سپس اين نشان را ببينند ، رواست كه هركسى را داراى آن نشان دانند گمان برند او از همان مردم است .
و نيز گاهى گروهى از مردم در اين انبازند كه به يك نشانى مىنگرند و در گمان بردن به آنچه داراى آن نشان است ، انباز نمىباشند .
سيد مرتضى خدايش بيامرزاد ، در اين اواخر ، در آن شك مىكرد و او در كتاب ذريعه همين را آورده و روا دانسته است كه نگريستن در نشانى ، گمان داشتن به چيزى را زاينده باشد ، و دربارهء كسانى كه گفتهاند ، دو نفر در نگريستن به نشانى شريك مىباشند و براى يكى از آن دو گمان حاصل شود ، سيد مرتضى بر اين سخن عيبجوئى مىكند و مىگويد : ما اين را نمىپذيريم ، و همچنين نمىپذيريم كه دو نفر در يك دليل از همان روئى كه چيزى را نشان مىدهد ، انباز باشند ، و با اين همه يكى از آنان نتيجه را بداند و ديگرى آن را نداند ، و هرچه در آنجا گفته شود در اينجا نيز همان را مىتوان گفت ، و شايستهتر اين است كه از اظهار عقيده در اين باره باز ايستيم .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤١٩