تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و چنين چيزى نادرست است ، و چنانچه به دليل دانسته شده باشد كه او راستگو مىباشد ، آنچه مىخواهيم ثابت كنيم همين است ، و همان درست است . و نيز به گردن گرفتن سخن ديگرى به مانند برخوردى گمان بردن به چيزى است كه از ناراستى و راست بودنش آسودگى نيست ، و برخوردى پذيرفتن چيزى ، بدون گفتگو كار بدى است ؛ پس بايد گردن گرفتن سخن ديگران به مانند همان بد باشد ، و اگر به گردن گرفتن سخن ديگران روا باشد ، بايد نمايان شدن معجزه‌ها به دست پيغمبران بيهوده و بد باشد . براى اين كه بنابراين روش ، بدون معجزه گردن گرفتن سخن آنان روا خواهد بود ، و همانا جز اين دانسته شده است . پس اگر بگويند : دليل بياوريد كه يكى از ما مىتواند دانائى در خودش موجود نمايد . خواهيم گفت : ثابت شده است كه هريك از ما مىتواند نادانى در خود پديد آورد ، زيرا روا نيست ، نادانى را خداوند برتر از همه‌چيز پديد آورد ، براى اين كه بد است ، و او كار بد انجام نمىدهد ؛ و نمىشود ديگرى جز خداوند برتر از همه‌چيز نادانى را در ما پديد آورد ؛ زيرا كسى كه با صفت توانائى بر كارى توانا باشد ، نه دانائى را مىتواند در دل ديگرى پديد آورد ، و نه نادانى را ؛ و چون ثابت شد كه هريك از ما مىتواند نادانى در خودش پديد آورد ، كسى كه بر پديد آوردن چيزى توانا باشد ، اگر ضدى برايش باشد ، بر به وجود آوردن نوع ضد آن هم بايد توانا باشد ، و نادانى ضد دانائى است ، پس بايد بر پديد آوردن دانائى هم توانا باشد . و اين سخن به فراموشكارى كه هرچند ضد دانائى است ، و ما بر پديد آوردنش توانا نيستيم درهم نمىشكند . زيرا فراموشى چيزى نيست كه با نادانى ضد يكديگر باشند . و نيز دليل ديگرى كه بر آن هست ، اين است كه ثابت شد ، ما مىتوانيم به دليل بنگريم ، زيرا نگريستن بايد با چيزهائى كه ما را بر آن برمىانگيزاند ، و با