تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
و به مانند همين گفتار دانسته مىشود كه نگريستن برانگيزانندهء به دانستن نيست « 1 » ؛ زيرا چيزى كه برانگيزاننده است ، به همان چيزى اختصاص دارد كه به سويش برمىانگيزاند ، نه به چيز ديگرى كه جز آن باشد و حال آن كه نگريستن به آنچه دانسته مىشود ، اختصاص ندارد ، زيرا نگريستن به اين وابستگى مىيابد كه آيا جسم ديرينه است ، يا نوپديد شده است پس به نوپديد بودنش علم حاصل مىگردد . و نيز اگر نگريستن برانگيزاننده به دانستن باشد « با اين كه به دلالت كردن دليل بر روئى كه نتيجه‌اى را مىرساند دانا باشد و شرطها هم در اين دلالت درست باشد » بايد روا باشد كه براى شخص نگرنده برانگيزانندهء به چيز ديگرى حاصل گردد ، پس بايد علم به نتيجه حاصل نشود ، و حال آن كه ما جز اين را مىدانيم . اما كسى كه مىگويد پس از نگريستن به دليل علم به نتيجه برابر با عادت پديد مىآيد سخنش نادرست است ؛ زيرا چيزى كه از راه عادت پديد آيد نبايد هميشه حاصل گردد « 2 » . و نيز اعتقاد به اين كه چيزها به عادت پديد مىآيند راه موجود شدن حادثاتى
هامش
( 1 ) پاسخ سخن كسانى است كه مىگويند چون انسان آرزو و تمايل به راست بودن قضيه‌اى را دارد و آن را درست و حقيقت مىپندارد دنبال دليل مىگردد تا آن را به ديگران بقبولاند ، پس از نگريستن به دليل علم تازه‌اى بدست نمىآيد . ( 2 ) در ميان آن چهار فرقه كه گذشت آنان كه معلومات را كسبى دانسته و بر آنند كه از معلومات سابق مىتوان با تفكر كردن در آن مجهولاتى را به دست آورد ، و آموزش دادن و آموزش گرفتن را روا مىشمارند ، ارباب تعاليم نام دارند ( آن‌چنان كه فرقهء ديگر را اصحاب معارف مىنامند ) ارباب تعاليم نيز در چگونگى پيدا شدن علم به مجهولات از انديشيدن در معلومات با هم اختلاف دارند . الف - پيروان على بن اسماعيل مكنى به ابو الحسن و ملقب به اشعرى برآنند كه پس از نگريستن به دليل ، علم به نتيجه از راه عادت حاصل مىشود . بيانش اين است كه چون همه‌چيز بدون واسطه از خداوند پديد مىآيد و هيچ وابستگى