و آن قسم از دانستنىهاى آشكار كه در آغاز پيدايش خرد در شخص پديد مىآيد ، به مانند دانستن اين كه هر موجودى يا آغاز وجودى دارد ، و يا بدون آغاز است .
و چيزهائى كه دانستنى مىباشند ، از اين بيرون نيست كه يا پايدارند و يا نيستشدنى مىباشند مانند اين كه نشدنى است جسم ، در يك زمان در دو جا باشد و مانندهاى ديگر آن .
( تعريف علم اكتسابى )
و اما دانستنىهاى به دستآوردنى : هردانشى كه با كوشش ما پديد آيد ، به دستآوردنى مىباشد ؛ و اين تعريف از آن بهتر است كه گفتهاند : دانش به دست آوردنى آن است كه شخص هنگامى كه جدا از ديگران باشد ، بتواند آن را با شك كردن و پوشيدگى از خود دور كند ، به اين دليل كه در آگاهى يافتن از شهرها گفتيم :
دانستن شهرها رواست به دستآوردنى باشد يا به دستآوردنى نباشد و با اين همه هنگام تنهائى و جدا بودن از ديگران شخص نتواند با شك كردن آن را از خود درو گرداند .
( اقسام علم اكتسابى )
دانش به دستآوردنى بر دو گونه است ، يكى آن كه جز با انديشيدن به دست نمىآيد . دوم آن كه از راه ديگرى ، جز انديشيدن به دست مىآيد .
آن كه از راه انديشيدن فراهم مىشود ، هنگامى كه از انديشيدن سخن مىگوئيم « اگر خدا بخواهد » آشكارش خواهيم كرد .
قسم دوم آن دانشى است كه هرگاه كسى به خداوند برتر از همه چيز و به صفات او دانا باشد ، هنگامى كه از خفتگى به خود آيد . با ياد آوردن آنچه را باور كرده بوده است همان را دوباره باور مىكند ، و اين باور كردن همان دانستن او