تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
است كه ديگرى آن را در ما پديد آورده باشد ، بر آن گونه كه نتوانيم آن را از خود دور كنيم ؛ و سيد مرتضى دانش آشكار را در آخر به همين تعريف كرده است ، و اين بهتر از تعريفى است كه گفته‌اند : دانش آشكار آن است كه شخص دانا ، هنگامى كه جدا از ديگران زيست مىكند ، با شك كردن ، و مانند كردن چيزها ، نتواند آن را از خود دور گرداند ؛ زيرا آگاهى داشتن به ديارها و رويدادها به همين گونه است ، و حال آن كه اين گونه دانستنىها رواست آشكار ، يا به دست آوردنى باشند ، پس آنچه دربارهء دانش آشكار گفتند درست نمىباشد .

( اقسام علم ضرورى )

دانش آشكار بر دو گونه است ، يكى آن كه با پيش آمدن سببى حاصل مىشود و اگر آن سبب نباشد پديد نمىآيد ، دوم آن كه در همان آغاز ، با دارا شدن خرد آن را مىدانند . آنچه از سببى پديد آيد بر دو گونه است : يكى آن كه با پيدا شدن سبب آن هم بايد پديد آيد به مانند دانا شدن به ديدنىها ، با درست بودن خرد و نبودن پوشيدگىها . دوم : آن كه با پيدا شدن سبب به عادت پديد مىآيد ، و آن بر دو گونه است ، يكى آن كه عادت در آن هميشگى و بدون گوناگونى باشد ، مانند دانا شدن به آنچه گوينده‌اى بدان آگاهى مىدهد ، پيش آن كسى كه مىگويد : دانائى حاصل از سخن گويندگان دانش آشكار است و خداوند برتر از همه چيز آن را در شخص پديد مىآورد ، زيرا با درست بودن شرطهائى كه براى پىدرپى بودن آگاهىدادنها « 1 » لازم است ، بايد آنچه مىگويند باور شود . و قسم ديگر كه راه عادت در آن گوناگون است ، مانند از بر كردن دانستنىهائى كه درس داده مىشود ، و دانا شدن به صنعتها با كوشيدن در آنها .
هامش
( 1 ) خبر متواتر