فصل سخن در دانستنىها است
اين فصل به روشن كردن چيزهائى نياز دارد :
اول : آن كه شناختن چيست ؟
دوم : هنگامى كه چيزى آشكار نباشد ، در چه چيز مىتوان نگريست ، تا آن آشكار شود ؟
و چيزهائى كه بايد در آنها نگريست ، و شرطهائى كه بايد موجود باشند ، و بيان اين كه گردن نهادن « 1 » به سخن ديگرى نادرست است و چيزهاى ديگرى جز اينها .
و ما اينها را در كوتاهترين گفتارى كه شدنى باشد « اگر خدا بخواهد » يادآورى خواهيم كرد .
شناختن همان دانستن است « 2 » ؛ و دانستن آن است كه به آنچه فرا مىگيرند آرامش روان فراهم شود ، و دانش فراهم نمىشود مگر اين كه چيزى بر آن گونه كه هست با آرامش روان باور گردد ، جز آن كه نمىبايد باور كردن را در تعريف
هامش
( 1 ) تقليد
( 2 ) معرفت