روى هم وابستگى ندارد ، همچنان كه بودنهاى « 1 » جسم به چسبيدن جوهرها به هم وابستگى ندارد .
سپس دنبالهء اين فصل سيد مرتضى ، خدايش بيامرزاد ، گفتار خودش را به واجب بودن لطف كشانده ، و ما نخست گفتارمان را به آشكار كردن شناختنىها مىكشانيم ، و پس از آن « اگر خدا بخواهد » برابر با آنچه او در كتاب ذخيره آورده است ، به گفتار در لطف مىپردازيم .
« و يارى از جانب خداوند است »
هامش
( 1 ) بودنها يعنى اكوان اربعه كه در زيرنويسهاى قبل ذكر شد .