تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
اما آن كسى كه سزاوار شكنجه است ، نمىبايد بازگشت داده شود ؛ زيرا بخشيدن شكنجه ، به حكم عقل ، كار خوبى است ، و هنگامى كه بخشوده گردد ، دوباره شكنجه دادنش خوب نيست ؛ پس نبايد او را بازگشت دهند ، و ما از راه شنيدنىها دانسته‌ايم كه هركس سزاوار شكنجه باشد ، بازگشت داده خواهد شد . پس آن كس كه سزاوار شكنجهء هميشگى باشد ، به حكم شنيدنىها به او خواهد رسيد ، و آن كس كه شكنجه‌اش پايان داشته باشد ، نبايد بازگشت داده شود ، مگر آن‌كه به واسطهء فرمانبرداريهايش سزاوار پاداش هميشگى گرديده باشد ، و هنگامى كه بازگشت داده شد ، بسا مىشود كه شكنجه‌اش مىدهند ، و سپس به پاداش هميشگى مىرسد ، و چه بسا شكنجه‌اش بخشوده شده ، و به او پاداش مىدهند ، پس به حكم عقل ، بايد بازگشت داده شود ، زيرا بازگشتن به سزاوار بودن پاداش ، وابستگى مىيابد ، نه به سزاوار بودن شكنجه ، و همانا از راه شنيدنىها دانسته‌ايم كه كودكان و ديوانگان بازگشت داده مىشوند ، و هيچ يك اينها به حكم عقل واجب نيست . اما چگونگى بازگشت يافتن اين است كه كمترين پاره‌هائى كه با فراهم بودن آنها چيزى زنده مىباشد بايد ، بازگشت داده شود ، و آن پاره‌هائى هستند كه هرگاه ساختمانشان در هم شكند ، از زنده بودن بيرون مىروند . و به بازگشت دادن پايانهاى بدن ، و پاره‌هاى چاقى نيازى نيست ؛ زيرا زنده با جدا شدن آنها از زنده بودن بيرون نمىرود ؛ و براى اين كه هريك از ما گاهى سزاوار ستودن و نكوهش يافتن است ، و سپس چاق مىشود و از آنچه سزاوار بوده بيرون نمىرود . و اين پاره‌هائى كه نشان داديم و گفتيم كمترين اندازه‌اى هستند ، كه چيزى با آن زنده مىماند ، روا نيست ، چيز ديگرى جاى آنها باشد ، و نه آن‌كه يك بار زيد ، و بار ديگر عمرو گردد . و هنگامى كه جاندارى ، جاندارى ديگر را بخورد ، خورنده از آنچه كمترين چيزى كه با آن زندگى باقى مىماند غذا نمىگيرد ، و همان پاره‌هائى را