تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
بوده است نمىتواند دوباره آن را موجود گرداند ، و نتوانستنش به اين بازگشت دارد كه با صفت توانائى چيزى بازگشت داده نمىشود ، زيرا صفت توانائى هنگامى كه به يك نوع از كار ، در يك جا و يك هنگام وابستگى داشته باشد ، جز به يك پاره از كار وابستگى نمىيابد ، و اگر بازگشت دادن آنچه انجام گرديده روا باشد ، بدان مىكشد كه صفت توانائى اثر ديگرى جز آن‌كه گفته شد داشته باشد . و بايد درست باشد ، يكى از ما كارهاى بىشمارى را در يك جا و يك هنگام و از يك نوع ، به راه دوباره بازگشت دادن ، انجام بدهد ؛ و توانستن با صفت توانائى در خداوند برتر از همه چيز ، حاصل نيست ، پس بايد روا باشد او آنچه را مىتواند به وجود آورد و ماندنى هم باشد ، آن را دوباره بازگشت بدهد . و ما گفتيم ، اين روش ، اعتراض‌پذير است ؛ زيرا يكى مىتواند بگويد ، چيزى كه با صفت توانائى به وجود آمده ، چرا روا نباشد ، دوباره بازگشت داده شود ، اما نه به يك توانائى كه اگر بر يك نوع از كار ، در يك جا وابستگى يابد ، آنچنان كه در آغاز گفتيد ، جز يك پاره از كار با آن انجام داده نمىشود . پس بطور مسلم نگوئيد كه آنچه با صفت توانائى پديد آيد ، بازگشت دادنى نمىباشد ، و من در اين‌باره گفتگو دارم . اما آنهائى كه بايد دوباره به هستى بازگشت داده شوند ، همه آن كسانى هستند كه حقى از ميان رفته داشته‌اند ، و مرده‌اند ، و آن حق را در اين جهان نگرفته‌اند ، آنان بايد دوباره بازگشت داده شوند ، تا آنچه را بايد دريافت كنند ، بستانند . سپس حالها در اين‌باره گوناگون است ، كسانى هستند كه سزاوار گرفتن پاداشند و به هر حال بايد بازگشت داده شوند ، زيرا پاداش را در اين جهان نمىتوان بسيار داد ، كه هميشگى و بىآميغ و بدون تيرگى باشد . و اما كسى كه به جاى زيانى كه به او رسيده سزاوار چيزى گرديده ، رواست در اين جهان ، به اندازه‌اى زياد دريافت كند ، كه بس باشد ، و نمىبايد دوباره به هستى بازگشت داده شود ؛ و اگر در اين جهان ، همه به او داده نشود ، مىبايست او را باز گردانند .