فصل در اينكه زمان تكليف شدن بايد گسسته شود ، و پايان بيابد .
تكليف شدن ، ناگزير ، بايد گسسته گردد ، و پايان بيابد ؛ زيرا آشكار كرديم كه آنچه از تكليف كردن خواسته مىشود ، دسترس گذاشتن پاداش است ، پس اگر تكليف شدن پايان نداشته باشد ، هرآينه آنچه از تكليف كردن خواسته شده در هم مىشكند .
و ما اين را از آن رو گفتيم كه از اين دو بيرون نيست : يا تكليف شدن گسيخته مىشود ، تا پاداش گرفتن پس از آن باشد ، و يا اينكه پاداش گرفتن همزمان با تكليف شدن است .
نمىشود پاداش گرفتن همزمان با تكليف كردن باشد ؛ زيرا در خور پاداش گرفتن اين است كه بدون آميختگى از هر تيرگى باشد . تا وادار كردن ، به برخود هموار كردن دشوارىها كار خوبى باشد .
پس اگر دادن پاداش ، همزمان با تكليف كردن باشد ، و با آنكه انجام دادن تكليف ، بدون دشوارىها نيست ، پس بدان مىكشد كه پاداش بر آن روى كه سزاوارى آن فراهم شده ، داده نشود ، و اندوهها ، و زيانها با آن همراه باشد .
و نيز اگر پاداش دادن با تكليف كردن همزمان باشد بدان مىكشد كه شخص