تكليفشونده از انجام دادن فرمان ، ناچار و ناگزير باشد ؛ زيرا سودهاى بزرگ شخص را به انجام دادن كارى كه آن سودها را فراگير است ، ناچار مىكند ؛ و براى همين است كه مىگوئيم ، بايد ميان پاداش دادن تا هنگامى كه در آن تكليف داده مىشود ، زمانى دراز باشد ، تا شخص تكليفشونده ، از حد ناچارى بيرون برود .
پس اگر بگويند : اين سخن ، آنچه را گفتيد كه شخص تكليفشونده پس از فرمان بردن سزاوار گرفتن پاداش مىشود ، در هم مىشكند .
خواهيم گفت : آن را در هم نمىشكند ؛ زيرا زمان دوم ، سزاوار گرفتن پاداش مىشود ، ليكن در همان زمان به او داده نمىشود ، بلكه تا هنگامى كه شخص تكليف شونده از ناچارى بيرون رود ، پس مىافتد ؛ و ناشدنى نمىباشد ، كه در پرداختن آنچه بايد داده شود ، چيزى روى دهد كه آن را پس بيندازد ، و پس افتادنش شايستگى را از ميان نمىبرد ، آنچنان كه سرپرست كودك بىپدر ، اگر بداند ، يا بيشتر گمان برد كه گرفتن دارائى كودك بىپدر ، از كسى كه بر ذمهء اوست ، و زمانى دراز در اختيار او بوده ، و با گرفتن اين دارائى او از ميان مىرود ، بايد او را به خود واگذارد ، و پس بيندازد ؛ و پس انداختن آن ، سزاوارى گرفتن دارائى را از ميان نمىبرد .
و چون پرداختن پاداش ، دنبال تكليف كردن ، ناچارى فراهم مىكند ، بايد پس بيفتد ، و براى سودى كه در اين زمان از دست مىرود ، بايد پاداش را بيشتر كنند .
پس با اين سخنان ثابت شد كه روا نيست ، دادن پاداش در زمان تكليف كردن باشد ، و نه آنكه دنباله و پيوسته به آن باشد .
و همانا سودهاى بزرگ كنونى ، تكليفشونده را به انجام دادن تكليف ناچار مىكند ؛ زيرا چنين فراهم مىكند كه براى همان سودها تكليف را انجام بدهد ، نه براى روىهائى كه شايستگى گرفتن پاداش به آن فراهم مىگردد ؛ و انجام دادن تكليف براى سود ، فرمانبردارى را از سزاوار شدن پاداش ، به كلى بيرون مىبرد ؛ و اين درهم شكستن ، آن چيزى است كه از تكليف كردن ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٨٤