داشته باشد و بداند يا گمان داشته باشد ، كه اگر يكى از غلامانش را براى انجام دادن آن بفرستد ، آن نياز را خواهد برآورد ، و چنانچه ديگرى را بفرستد ، آن را انجام نخواهد داد ؛ و با اين همه آن يكى را كه مىداند انجام نخواهد داد بفرستد ، او بيهوده كار خواهد بود ، چه برآوردن آن نيازمندى تنها به سود فرستنده باشد ، و يا به سود آن كسى باشد كه براى انجام دادن كار فرستاده مىشود .
اما پيش آوردن خوردنى ، كه در اين مسأله ، بر آن تكيه دارند ، پس ما مىدانيم كه هرگاه يكى از ما بخواهد يكى از گرسنگان را سير كند ، و گمان داشته باشد اگر غذائى را كه با خوردنش سير مىشود ، پيشش ببرد هيچ از آن نخواهد خورد ، و چنين تصور كنيم كه غذاى ديگرى هم به اندازهاى باشد كه او را سير نكند ، اما با خوردن آن نيمجانى برايش نگهدارى شود ، و زنده بماند ، و او بداند ، اگر اين دومى را به جاى نخست ، برايش ببرد ، مىخورد و نيم جانش را نگه مىدارد ، و با آنكه مىداند از غذائى كه سير مىكند نخواهد خورد ، و به آنچه مىخواسته نخواهد رسيد ، در اينجا خوب نيست كه غذاى سيركننده را بياورد ، و از آوردن غذاى دوم كه مىداند آن را خواهد خورد ، و نيمجانى براى خود نگه خواهد داشت ، رو بگرداند .
و اين بهانهجوئى را از او نمىتوان پذيرفت ، كه بگويد من مىخواستم او سير بشود ، و اگر آن غذائى را كه مىخورد آورده بودم ، با آن سير نمىشد .
زيرا خردمندان اين بهانهجوئى را از او نمىپذيرند ، و مىگويند : اگر چه از غذاى دوم ، همهء آنچه مىخواستى انجام نمىگرديد ، اما آن بيشتر برآورده مىشد ، و چون از آن روگردان شدى و غذاى ديگرى آوردى كه مىدانستى از آن نمىخورد ، و اگر مىخورد ، سير مىشد ، پس كار بيهودهء ناپسنديدهاى انجام دادى كه آنچه را مىخواستى درهم شكست .
و همانا همهء پيروان ابو هاشم ، در جائى كه خداوند بداند كه پاداش كارى كه از آن سرپيچى مىشود بيشتر است ، و از تكليف كردن ، اين را خواسته باشد كه اين اندازهء بيشتر از پاداش را دسترس بگذارد ، همگى روا دانستهاند ، كه به كارى كه مىداند ، در آن فرمانبردارى نخواهد شد تكليف كند ، و از تكليف كردن به كارى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧٩