كه در پرسش آمده بيهوده نيست ؛ زيرا كار بيهوده آن است كه چيزى از آن نخواسته باشند ، و از اين تكليف كردن نتيجهاى خواسته شده كه دسترس گذاشتن پاداش و سود است .
و اينگونه تكليف كردن بايد نيكىرسانى ، و خوشى بخشيدن باشد ، براى اينكه دسترس گذاشتن چيزى ، به مانند رساندن به آن است ؛ و به همين سخن پاسخ كسى را داديم ، كه گفت تكليف كردن كسى كه خداوند مىداند ، كافر خواهد شد ، بيهوده است .
پس اگر بگويند : اينگونه تكليف كردن از اين رو كه از آن نتيجهاى در نظر نباشد ، بيهوده نيست ، بلكه از اين جهت بيهوده است ، كه در برابر آن تكليف كردن ديگرى هست كه فرمانبردارى مىشود ، و با اين فرمانبردارى ، به آنچه از تكليف كردن خواسته شده دستيابى مىشود .
خواهيم گفت : اگر اينگونه تكليف كردن از اين روى بيهوده باشد بايستى بازگشت كردن از تكليف نمودن كسى كه معلوم است ، ايمان خواهد آورد ، به تكليف كردن ديگرى كه معلوم است ، كافر خواهد شد بيهوده باشد ، و همانا كسى كه نخست ناسازگارى داشت ، در اينجا با ما هماهنگى يافته است .
پس اگر بگويند : آنچه در يكى از اين دو تكليف كردن خواسته شده ، جز آن چيزى است كه از ديگرى خواسته شده است .
خواهيم گفت : لكن در معنى ، از همانگونه است ، زيرا چيزى كه از نيكى رسانى به زيد خواسته شده ، همان خوبى نيكى رساندن و سود بردن كسى است كه به او نيكى مىشود ، و هرگاه اين نيكىرسانى در يك نفر از ميان برود و نيكى رساندن به ديگرى ، در جاى مانده باشد ، دسترس گذاشتن نيكى براى آن كسى كه نيكى را نمىپذيرد ، به مانند دسترس گذاشتن نيكى براى ديگرى است ، كه آن را بپذيرد ، و به مانند كارى است كه بيهوده باشد ؛ و آنان در اينجا به چيزى پناه بردهاند كه سخنشان را از ميان مىبرد .
زيرا آنان به زشتى ياد مىشوند ، و به مانند كسى مىباشند كه نياز مخصوصى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧٨