براى شخص تكليفشونده برمىگزيند ، با آنچه او براى خود برمىگزيند يكسان نيست .
و براى همين است كه نهادن خوردنى پيش شخص گرسنه با گمان داشتن بر اينكه نخواهد خورد ، و سزاوار نكوهش خواهد شد ، از ما خوب است .
و نيز خواندن كسانى كه با ما همعقيده نيستند ، به سوى عقيدهء درست خوب است ، هرچند گمان بيشتر بر آن باشد كه از ما نخواهند پذيرفت و سزاوار سرزنش خواهند شد ، و نپذيرفتن آن از كسى كه به راستى خوانده شود خوب نيست ؛ زيرا او با نپذيرفتن آن خودش را در زيان ويژه خواهد افكند و آن سزاوارى سرزنش يافتن است .
و جدائى ميان ما و او همان است كه در تفاوت ميان خودمان با موجود بلاآغاز برتر از همهچيز گفتيم .
دليل ديگر : و نيز چيزى كه مىرساند خوب است خداوند برتر از همهچيز كسى را كه مىداند كافر خواهد شد تكليف كند ، آن است كه ثابت شد خداوند كسانى را كه بر اينگونه باشند تكليف كرده است ، و ما در گذشتهها دليل آورديم كه خداوند برتر از همه چيز ، كار بد انجام نمىدهد ، پس بايد يقين آورد كه تكليف كردن به اين خوب است ، و در آن علتى از علتهاى بد بودن وجود ندارد ، و در اين دليل نيازى نيست كه علت تكليف كردن به ايمان آوردن را بياوريم ، و نيازى ندارد كه نبودن يكايك علتهاى بدى را در آن يادآور شويم ، و اين از همهء دليلهاى گذشته استوارتر است ؛ و براى پيكار با دشمن ، برندهتر است ، زيرا تكليف كردن خداوند برتر از همه چيز كسى را كه مىداند او كافر خواهد شد ، به راستى در جاهائى كه برخورد مىكنيم مانندى ندارد ، و نمونهاى نيست كه از همهروى مانندش باشد ، پس در اينكه چون در چيزهائى كه برخورد مىكنيم ريشهاى برايش نيست ، به مانند آفريدن شهوت داشتن به كار بد است ، و در خوبى آن بر اين تكيه مىكنيم كه كار خداوند برتر از همه چيز است ، با آنكه مىدانيم اگر آفريدنش بد بود خداوند آن را نمىآفريد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧٤