خودكشى فراهم نكرده است كه پيش از آن چنين زمينهاى برايش فراهم نباشد ، پس آويختن ريسمان جز تباهكارى نيست .
و آويختن ريسمان براى كسى كه دانسته شده ، يا گمان بر اين است كه آن را به چنگ نخواهد گرفت تا بيرون بيايد ، بر اين گونه نيست ؛ زيرا اگرچه از اين و آن هردو شخص ، زيان مىبرند و در تباهى مىافتند ، اما آويزان كردن ريسمان ، براى بيرون آمدن زمينهسازى مىباشد ، بر آنگونه كه پيش از آن توانا بر بيرون شدن نبود ، و اينكه تباه شدن خودش را برمىگزيند آن را به تباهكارى پيوسته نمىگرداند ؛ و با آويختن ريسمان به نيكوكارى و بدكارى هردو دست مىيابد ، و اگر ريسمان را آويزان نكند او اين دستيابى را دارا نمىگردد .
اما كسى كه با ريسمان خودكشى مىكند ، اينگونه نيست ؛ زيرا آويختن ريسمان ، بهرهاى در توانا گردانيدن او ندارد ، بلكه پيش از آن هم بر آن توانا بوده است پس دانسته شد كه آويزان كردن ريسمان ، براى خودكشى تباهكارى است .
اما كسى كه مىگويد : بدى اين تكليف كردن براى آن است كه تكليف شدن گزينش بدى است ، زيرا اگر شخص تكليفشونده ، در كارى كه تكليف مىشود ، به خود واگذار گردد و گزينش خوبى داشته باشد ، تكليف شدن را نخواهد گزيد .
سخن اين گوينده نيز نادرست است ، زيرا شخص تكليفشونده از اين روى نبايد تكليف شدن را براى خود برگزيند ، كه مىداند پايان تكليف شدن ، زيان بردن است ، هرچند زيان بردنش به گناه خود او مىباشد ، براى اينكه او خودش را درون زيان خالص مىبرد .
پس اكنون به او بيم و اندوه مىرسد ، و حال آنكه موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، بر اينگونه نيست .
و چيزى كه پرده از اين سخن برمىدارد ، آن است كه اگر او به خود واگذار مىشد ، و براى خود خوب گزينش مىكرد ، شكنجهء جهان پسين و حد خوردنها را در اين جهان و سرزنش را براى خود برنمىگزيد ؛ و همانا موجود بلاآغاز برتر از همهچيز تكليف شدنش را برگزيده است ، پس آنچه خداوند برتر از همهچيز
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧٣