تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
پس اما كسى كه مىگويد : تكليف كردن تباه كارى است ، سخنش نادرست است ؛ زيرا تباهكارى اين است كه با انجام شدن كارى تباهى رودهد و اگر آن كار انجام نگردد تباهى پديد نيايد ، بدون اين‌كه زمينه‌اى براى تباهى فراهم كند ، و يا بهره‌اى از آن داشته باشد . زيرا تباه‌كارى همان اثرى را دارد ، كه انگيزهء كارى را داشتن آن اثر را دارا مىباشد ، و انگيزهء كارى داشتن ، زمينه‌سازى براى آن نمىباشد ، بلكه بايد زمينه سازى پيش از انجام يافتن آن باشد . نمونهء تباه‌كارى اين است كه خداوند برتر از همه چيز بداند اگر براى زيد ، فرزندى بيافريند ، يا دارائى به او ببخشد ، او كافر خواهد شد ، و اگر فرزند برايش نيافريند ايمان خواهد آورد ، و يا نه كافر خواهد شد و نه ايمان خواهد آورد ، پس آفريدن فرزند و بخشيدن دارائى تباهكارى مىباشد ؛ و تكليف كردن كسى كه خداوند مىداند كافر خواهد شد از اين گونه نيست ، زيرا تكليف كردن ، زمينه سازى براى نيكوكارى و بدكارى ، فرمانبردارى و نافرمانى هر دو است ، و هنگامى كه تكليف كردن نباشد زمينه‌سازى براى هيچ‌يك آنها نشده است . و آفريدن فرزند ، زمينه‌سازى براى كارى نيست ، بلكه همه‌اش تباه‌كارى مىباشد ؛ و زمينه‌سازى پيش از انجام دادن كار است ، و حال آن‌كه دست داشتن بر نيكوكارى و بدكارى هنگام انجام دادن از ميان مىرود و زمينه‌سازى براى نيكوكارى و بدكارى پايدار است ، و بنابراين هرگاه گمان بيشتر بر اين باشد كه اگر گمشده از راه راستى را راهنمائى كنند ، و خوردنى پيش شخص گرسنه بنهند آنان نخواهند پذيرفت ، بايستى راهنمائى كردن گمشده و خوردنى نهادن پيش شخص گرسنه ، تباه كارى باشد ، و اگر چنين باشد بايد همهء اين كارها بد باشد ، و همانا ما دانستيم كار خوبى است . اما كسى كه ريسمانى براى ديگرى ، رها كند ، و بداند ، و يا گمان بيشترش بر اين باشد ، كه او خودش را با آن خفه خواهد كرد ، تباه‌كارى كرده است ؛ زيرا او مىتوانست خودش را با اندامهايش بكشد ، و با آويختن ريسمان زمينه‌اى براى