اما ميان آنان كسانى هستند كه از خوبى اينگونه تكليف كردن جلوگيرى كردهاند و آنچه به روش آنان درست است ، اين است كه اين گونه تكليف كردن رواست زيرا از تعريف بيهوده بودن ، بيرون است .
اما كسى كه مىگويد چون تكليف كردن زيان رساندن است كار بدى است ، از او نمىپذيريم كه تكليف كردن زيان رساندن باشد ، زيرا بنابر آنچه آشكار كرديم ، بالاترين سود و نيكىرسانى است ، و تكليف كردن به زيان نمىرساند ، بلكه آنچه به زيان مىكشاند بدى گزينش اوست كه كافر شدن ، و گناهان را برمىگزيند ، و همانا خداوند برتر از همه چيز او را از آن باز داشته و باز زده ، و به خواستن كارى وادار كرده است كه به انجام دادنش سزاوار پاداش مىگردد ، و هنگامى كه او آن فرمان را نبرد از سوى خودش از سزاوارى پاداش باز زده شده است .
و چگونه مىشود تكليف كردن كه پيش از سزاوار شدن پاداش است ، براى زيانى كه شكنجه ديدن باشد بد شود ، و حال آنكه شكنجه ديدن پس از تكليف كردن است ، و علت بدى كارها بايد همزمان با آنها باشد ، و نمىشود پس از آنها باشد .
و اگر زيانى كه با نافرمانى كردن سزاواريش حاصل خواهد شد ، علت بدى تكليف كردن باشد ، بايد هنگامى كه تكليفكننده و فرماندهنده آن زيان را روا بداند ، و از آن زيان آگاه نباشد و گمانش را هم نبرد ، فرمان دادنش بد باشد ، زيرا چيزى را كه به وجودآورندهء بدى مىباشد آن را روا مىداند ؛ براى اينكه بدى روا دانستن و پيشى گرفتن به كارى كه بدى را به وجود آورد ، به مانند بد بودن پديد آوردن آن بدى است .
و بنابراين بايد خوردنى نزد شخص گرسنه نهادن ، و راهنمائى كردن شخص گمشده ، از راه دين ، بد باشد ؛ براى اينكه شايد از آن سرپيچى كنند و زيان ببرند ، و همان سرپيچى كردن و زيان بردن ، علت بدى تكليف كردن دانسته شده است .
اما هركسى چنين كند ، با سرپيچى كردن و پيشى گرفتن به زيان ، به خود زيان مىرساند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧١