كردن ، كار بيهودهاى باشد .
پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه هركس زمين شورهزارى را كشت كند ، با گمان استوارى كه به سود نداشتن آن دارد ، مىگويند كار بيهوده انجام داده است ، و اگر او بگويد مىخواهم از كشت كردن سودى را دسترس خود بگذارم ، سخنش بىفايده است ، پس آيا تكليف كردن هم مانند همين نمىباشد ؟
خواهيم گفت : كسى كه شورهزارى را كشت مىكند كار بدى انجام مىدهد هرچند كارش بيهوده نباشد ؛ آيا نمىبينى اگر برابر دانهاى كه آن را با كشت كردن نابود مىكند سود زيادى ببرد ، كار خوبى انجام داده است ؛ هرچند دانسته باشد ، يا گمان برده باشد كه آن دانه از زمين نمىرويد .
پس دانسته شد كه بدى كارش براى زيانى است كه به او مىرسد ، نه گمان بردن به اينكه دانه نخواهد روئيد ، و اگر بدى كارش براى بيهودهكارى باشد ، با كمترين سودى كارش از بيهودگى بيرون خواهد رفت ، و كشت كردن زمين شورهزار ، كار خوبى خواهد بود ، زيرا پارهاى از دوستانش شاد خواهند شد و به او خواهند خنديد .
پس اگر بگويند : ما دربارهء كسى كه مىتواند زمينى را كه شورهزار نباشد كشت كند ، و با اين همه زمين شورهزار را كشت مىكند و سود نمىبرد ، و اگر چنين نكند زيانى هم نمىبيند ، به مانند آن مىانديشيم كه پارهاى از گياهان خشك بدون بار را بكارد ، و با آنكه زيانى در آن نباشد ، بنابر آنچه گفتيد ، در جائى كه بار بدهد ، يا سودى برايش پديد آيد ، خردمندان او را نكوهش مىكنند .
گفته خواهد شد : هرگاه كار را بر اينگونه بينديشيم اين كار روا مىباشد و بد نخواهد بود ؛ و همانا دانشمندان بغداد به ايشان پذيراندهاند كه اگر تكليف كردن كسى كه خداوند مىداند ايمان نخواهد آورد ، مهربانى به ديگران نباشد ، بد است ، اما اگر در آن مهربانى باشد و خدا بداند يك نفر اگرچه يك بار هم باشد فرمان خواهد برد ، اين را خوب دانستهاند كه خداوند برتر از همه چيز همهء آفريدگان را تكليف كند هرچند بداند همگى كافر خواهند شد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٧٠