تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
اين سخن از آنجا درست نيست ، كه سود و زيان فرزند ، به خود پدر بازگشت مىكند ، و هنگامى كه سودهائى را دست‌رس فرزندش مىگذارد ناگزير خود او هم از آن سود مىبرد و شادمان مىگردد ، پس هرگاه بداند يا گمان ببرد كه فرزندش كشته خواهد شد ، يا به دريا فرو خواهد رفت ، و دارائيش نابود خواهد گرديد نمىشود آن را برايش برگزيند ، زيرا همه‌اش زيان است كه به سويش مىشتابد . اما تكليف كردن چنين نيست ؛ زيرا همه‌اش براى سود بردن تكليف‌شونده است ، و براى خداوند برتر از همه چيز ، سودى از آن فراهم نمىگردد ، و به هيچ‌يك از رويدادهاى تكليف‌شونده زيانى نمىبرد ؛ پس جدائى ميان اين دو جا آشكار گرديد . پس اگر در جاهائى كه برخورد مىكنيم چنين بينديشيم ، كسى سودى را دست رس ديگرى گذارد ، و گمان بيشترش بر آن باشد كه به آن سود نخواهد رسيد ، و زيان هم از آن كار برايش نباشد ، اين را درست مانند جاهائى كه برخورد نداريم روا مىدانيم ؛ جز آن‌كه در جاهائى كه برخورد داريم برايش مانندى موجود نيست . اما سخن كسى كه مىگويد ؛ بدى تكليف كردن براى اين است كه خداوند به ايمان آوردن كافران آگاه نيست ، آن هم نادرست است ، زيرا اگر درست باشد ، بدان مىكشد كه فرمان دادن و بار داشتن از كارها در همهء جاهائى كه با آن برخورد داريم بد باشد ، براى اين‌كه هيچ‌يك از ما نمىداند كارى را كه به آن فرمان مىدهد ، ديگرى انجام خواهد داد ، و هيچ راهى ندارد كه اين را بداند ، پس بايد در همهء جاهائى كه برخورداريم ، فرمان دادن ، بد باشد ، و اين سخنى نادرست است . اما كسى كه مىگويد : تكليف كردن كار بيهوده‌اى است ، سخن او هم درست نيست ، زيرا كار بيهوده اين است كه از آن چيزى نخواهند ، يا آنچه مىخواهند از آن كار فراهم نگردد ، و حال آن‌كه از تكليف كردن ، به دست آمدن چيز بزرگى را مىخواهند ، و آن دست‌رس گذاشتن پاداشى است كه جز با انجام دادن كارى كه تكليف داده شده ، بدان پاداش نخواهند رسيد ، پس چگونه مىشود كه تكليف