سودها و جستجو كردن از دانشها و جز آنها كه گفتيم ، گمان كردن و دانستن در آنها برابرند ، خوبى در آنها گوناگون نيست .
و اكنون كه اين سخن استوار گرديد ، و با آنكه تكليف كردن هنگامى كه براى سود رساندن ، خوب باشد ، و زمانى كه براى زيان رساندن باشد ، بايد گمان بردن در آن ، جانشين يقين كردن گردد ، و همانا خوبى تكليف كردن را در جاهائى كه كه با گمان بردن زياد برخورد مىكنيم ، آشكار كرديم ، پس بايد با يقين داشتن هم ، به همين گونه خوب باشد .
پس اگر بگويند : همهء جاهائى را كه نام برديد ، چه گم شده از راه راستى باشد ، يا گرسنهاى كه غذا پيشش مىنهند ، يا كسى كه در آب افتاده و ريسمان برايش مىآويزند ، براى همگى اكنون زيان فراهم گرديده ، و كارهائى دسترسشان مىگذاريم تا زيان را از خود دور كنند ، و اگر آن كار را انجام ندهند ، بر آن زيان چيزى افزوده نمىشود ، اما تكليف كردن چنين نيست ، زيرا با تكليف كردن زيانى به وجود مىآيد كه نبوده ، و اگر تكليف داده نشود اين زيان فراهم نمىگردد .
خواهيم گفت : هركارى را كه براى سود بردن ، دسترس شخص تكليف شونده مىگذاريم ، چه گم شده از راه راستى باشد ، يا نيازمند به خوراكى باشد ، يا كسى باشد كه به دريا فرورفته است ، هريك از آنها هنگامى كه آن كارها را نپذيرند سزاوار بردن زيانى مىشوند ، كه سزاوارى آن را نداشتهاند ، زيرا رهائى يافتن از زيان - هائى را از دست دادهاند كه سزاوار نكوهش يافتن از خردمندان گرديدهاند ، و شايستهء شكنجه ديدن از خداوند برتر از همه چيز شدهاند ، و اگر اين كارها را از دست نمىدادند ، سزاوار نكوهش يافتن و شكنجه ديدن نمىشدند ، پس جدائى ميان اين دو مورد ، آشكار گرديد .
و كسى نمىتواند بگويد : اگر تكليف كردن خوب باشد ، بايد خوب باشد پدرى رفتن سفرى را دسترس فرزندش بگذارد كه از آن سود برد ، اما بيشتر گمان داشته باشد كه او به دريا فرو خواهد رفت ، يا در راه كشته خواهد شد و دارائيش را خواهند ربود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٦٨