اگر دانستن آن آشكار باشد ، بايد همهء مردم خردمند ، در اين دانائى برابر باشند ؛ زيرا دانشهائى كه آشكارند ، از درستى خرد پديد مىآيند ، و به پارهاى از خردمندان ، ويژگى ندارند ؛ مانند دانستن بدى ستمگرى ، و بدى دروغ گفتن بدون سود ، و بدون جلوگيرى از زيان و جز آن بطور اجمال ؛ و همانا مىدانيم كه دانستن اين از آنگونه نيست ؛ زيرا در آن ناسازگارى عقيده موجود است ، و هيچ تفاوتى ميان اين نيست كه با وجود ناسازگارى عقيده ، كسى ادعا كند ، كه بدى آن آشكار دانسته شده است ، يا با آنكه ناسازگارى عقيده در آن موجود است ، كسى بگويد ، خوبى آن بطور آشكار دانسته شده است .
و اگر دانستن آن از راه دليل بدست آمده باشد ، بايد ريشهاى در چيزهائى كه به آن برخورد مىكنيم ، موجود باشد ، و به آن بازگشت داده شود ؛ آنچنان كه در مانندهايش به برخوردشدنىها ، بازگشت داده مىشود ، مانند دانستن اينكه دروغ گفتن بدون سود ، و بدون پيشگيرى از زيان ، بد است به اين بازگشت داده مىشود كه مىدانيم دروغى كه مىبينيم سودى در آن نيست و با آن پيشگيرى از زيان نمىشود ، بد است ، و تكليف كردن به جاهاى معينى بازگشت داده نمىشود ؛ زيرا راهى نداريم كه بدانيم شخص تكليفشونده نافرمانى خواهد كرد ، يا فرمان خواهد برد .
و نيز هرچيزى كه راه پى بردن به خوبى يا بدى آن ، بدست آوردن سودها و جلوگيرى از زيانها باشد ، گمان بردن در آن جانشين دانستن مىشود ، مانند سوداگريها و جستجو كردن از دانشها و دوا كردن بيماريهاى تنها ، و جز آن از كارهاى گوناگونى كه انجام مىگردند ، و همانا دانستيم ، راهنمائى كردن كسانى كه راه راستى و درستى را گم كردهاند ، براى بازگشت كردن آنان به سوى آن ، با گمان زياد داشتن به اينكه راهنمائى را نخواهند پذيرفت ، كار خوبى است .
و همچنين آوردن غذا پيش شخص گرسنه ، با گمان داشتن به اينكه او نخواهد خورد ، خوب است ، و آويزان كردن ريسمان براى كسى كه بيشتر گمان مىرود ، به آن دست نخواهد گرفت تا در آب فرو نرود ، خوب است ؛ و اگر به جاى گمان بردن به همهء اينها يقين كرده باشيم خوبى آن دگرگون نخواهد شد ، همچنان كه در همهء
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٦٧