كارها ، برايش برپا مىكند ، و دانائى در او مىآفريند ، و دستيابى بر فراگيرى دانش و جز آن از شرطهائى كه گذشت ، برايش فراهم مىكند ؛ پس سزاوار است هردو گروه ، همگى را به كارها ، چه خوب و چه بد تكليف كند .
و چون گفتيم تكليف كردن كسى كه خدا مىداند ايمان خواهد آورد ، خوب است . بايد تكليف كردن كسى كه كافر خواهد ماند ، نيز خوب باشد .
اما كسى كه مىگويد : تكليف كردن ، به هركسى باشد هيچ خوب نيست ، ما در اينباره ، گفتگوئى نداريم و سخنانى را كه گذشت دوباره به او مىگوئيم كه تكليف كردن خوب است ، و جدائى ميان تكليف كردن مؤمن و كافر به گزينش خداوند برتر از همه چيز برنمىگردد ، بلكه به اين بازگشت دارد كه مؤمن ايمان آوردن را برمىگزيند و كافر ، كافر بودن را برمىگزيند و زيان مىبرد .
پس اگر بگويند : شما ادعا كرديد كه در اين گونه از تكليف كردن هيچيك از روىهاى بدى وجود ندارد ؛ پس اكنون دليلش را بياوريد .
خواهيم گفت : اگر اين گونه تكليف كردن بد باشد از آن بيرون نيست كه بديش ، يا براى اين است كه خداوند برتر از همه چيز ، مىداند كافر ايمان نخواهد آورد ؛ و يا براى اين است كه تكليف كردنش ، كارى بيهوده است ؛ و يا آن كه ، زيان رساندن به تكليفشونده است ؛ زيرا به زيان او مىانجامد ؛ و يا براى اين است كه تكليف كردن او تباهكارى مىباشد ، براى اينكه از تكليف كردن ، تباهى پديد مىآيد ؛ و اگر او را تكليف نكنند زيانى برايش پديد نمىآيد ؛ و يا براى اين است ، كه تكليف كردن از بدانديشى حاصل مىشود ؛ زيرا اگر بنده به خود واگذار شده باشد و خوبى خود را برگزيند ، گزينش كار رنجآور ، برايش خوب نيست .
و چون نادرستى همهء اينها را روشن كرديم ، ثابت مىشود كه تكليف كردن خوب است . نمىشود علت بدى تكليف كردن ، اين باشد كه خداوند بداند ، كافر ايمان نخواهد آورد ؛ زيرا اگر چنين باشد از آن بيرون نيست كه يا بدى آن آشكار دانسته شده ، يا با يافتن دليل دانسته مىشود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٦٦