سودهاى هميشگى ، و دسترس گذاشتن آنها هم خوب باشد .
و كافر با كارهاى خودش ، و بدى گزينش كارش ، زيان خود را مىجويد ؛ زيرا او به كارى روى آورده است كه سزاوارى شكنجه ديدن ، به آن حاصل مىشود .
و همانا خداوند او را از آن كار باز داشته ، و از آن ترسانيده ، و بر آن بيم داده ، و او را به دوست داشتن جز آن واداشته است ، پس او كسى است كه خودش به خود زيان رسانده ، نه تكليفكنندهاش كه خداوند برتر از همه چيز است ؛ بلكه خداوند او را به چيزى كه سود او و بالاترين سود است ، واداشته ، زيرا سودهائى دسترس او گذاشته است كه جز به انجام دادن آنچه او را تكليف نموده ، و بر آن برانگيخته و به دوست داشتنش وادار كرده ، و از كارى جز آن ترسانده است ، نخواهد رسيد .
دليل ديگرى كه نيز خوبى تكليف كردن كسى را مىرساند كه خداوند مىداند كافر خواهد شد . و با كافر بودن خواهد مرد ، اين است كه اگر تكليف كردن او خوب نباشد ، مىبايست تكليفشونده راهى داشته باشد كه بدى آن را بداند ، و اگر بدى آن را بداند ، بايد يقين داشته باشد كه از خانهء اين جهانى نخواهد رفت ، مگر آنكه سزاوار پاداش يافتن باشد ، و خود را سزاوار پاداش يافتن نخواهد دانست ، مگر به دو چيز : يكى اينكه بداند هرگاه انجام دادن كار بد را آهنگ كند او را از آن جلوگيرى خواهند كرد ، و جلوگيرى شدن ، با تكليف كردن ، منافات دارد .
و يا بداند ، كه در آينده توبه خواهد كرد ، و اين به فريبخوردگى او مىكشد ، و هردو نادرست مىباشند . پس بايد از كسانى باشد كه روا بداند ، هنگامى كه از دنيا برود ، سزاوار شكنجه ديدن باشد ، و ما همين را مىخواهيم بگوئيم .
دليل ديگرى كه نيز خوبى تكليف كردن كسى را كه كافر خواهد مرد ، مىرساند ، اين است كه ثابت شد ، تكليف كردن كسى كه خداوند مىداند ايمان خواهد آورد ، خوب است ؛ و همانا خداوند برتر از همه چيز ، هركارى را كه با مؤمن انجام مىدهد ، با كافر هم ، همان را رفتار مىكند ؛ از اينكه او را توانا مىگرداند ، و شهوتناكى و بد آمدن از كارها را ، در او مىآفريند ، و نشانىها براى راهيابى ، به درستى و نادرستى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٦٥