تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كارها را بر آن‌گونه كه هستند ، فرامىگيرد : و براى همين است كه نمىشود دانستن ، انجام شدن كارى را كه انجام نمىگردد ، فراگيرد ، براى اين‌كه چنين چيزى نادانى مىباشد ، و اراده كردن هرچند انجام يافتن كارى را فرامىگيرد ، اما بر آن‌گونه كه هست به آن وابستگى پيدا نمىكند ؛ پس اراده كردن ، در وابستگى يافتن به كارها ، بر آن‌گونه كه باشند يا نباشند ، به مانند باور كردن است . و نيز اراده كردن به مانند توانستن است ؛ زيرا توانستن با آن‌كه به كارهاى انجام‌شدنى وابستگى پيدا مىكند ، به كارى كه مىدانيم انجام نخواهد گرفت ، وابستگى مىيابد . و نيز همانا آشكار مىدانيم كه پيمبر « بر او و خاندانش درود بادا » از ابو لهب خواستار بود كه ايمان بياورد ، با آن‌كه خداوند او را آگاه كرده بود كه ايمان نخواهد آورد ؛ پس اگر خواستار شدن كارى كه انجام نمىشود ، محال باشد ، بايد پيمبر از او خواستار ايمان نشود . اما گفتگو با كسى كه مىگويد خواستار شدن كارى كه انجام نمىگردد ، شدنى است ، اما خوب نيست ، همان است كه گذشت ، و گفتيم : دست‌رس گذاشتن كار به مانند رساندن به آن است ؛ پس هركارى از كسى خوب باشد سر بزند ، براى ديگرى هم خوب است ، كه هرگاه روئى از بدى در آن نباشد ، آن كار را دست‌رس او بگذارد . و برعكس سر زدن هركارى از هريك از ما بد باشد ، دست‌رس گذاشتن آن كار از ديگرى هم بد است ؛ و ما مىدانيم از هريك ما خوب است پاداش يافتن را دست‌رس ديگرى بگذارد ، و دست‌رس گذاشتن كارى كه سزاوارى پاداش يافتن به آن حاصل گردد هم خوب است ، پس بايد از خداوند برتر از همه چيز هم خوب باشد . و چون از ما خوب است كه به سودهاى پايان‌پذير سوداگرىها ، با برخود هموار كردن سختىها و راه پيمودن‌ها ، دست‌رسى پيدا كنيم ، و از ديگرى هم خوب است آن را دست‌رس ما بگذارد ، پس سزاوارتر اين است كه دست‌رسى يافتن به