فصل در اين كه تكليف كردن كسانى كه خدا مىداند كافر خواهند شد خوب است
دو گروه در اينباره با ما ناسازگارى دارند :
يكى از ايشان مىگويد : تكليف كردن كسى كه خدا مىداند او ايمان نخواهد آورد محال است ؛ زيرا تكليف كردن ، بر پارهاى از روىها ، خواستار شدن كارى از ديگرى است ، و كارى كه دانسته شده باشد انجام نخواهد شد ، نمىشود آن را خواستار گرديد ؛ همچنان كه اگر كسى ، از گزارشات دانسته شده باشد كه موجود نخواهد شد نشدنى خواهد بود كه او به وجود آيد .
گروه ديگر مىگويند : تكليف كردن كسى كه ايمان نخواهد آورد ، شدنى است اما خوب نيست ، و كار بدى است ، و اين گروه ، بنابر آنچه پس از اين آشكار خواهيم كرد ، در اين كه چرا بد است با هم ناسازگارى دارند .
دليل بر اين كه تكليف كردن آنان خوب است آن است كه ما روشن كرديم تكليف كردن ، خواستار شدن كارى از ديگرى است ، بر آن روى كه بر او دشوار باشد ، با گونهاى از بلندپايگى ، و خواستار شدن به كارهائى وابستگى پيدا مىكند كه به خودى خود ، موجودشدنى باشند ؛ چه دانسته شده باشد ، به وجود مىآيند ، يا دانسته شده باشد كه موجود نمىشوند .