كار را انجام بدهد ، آنچنان كه گروهى از مردم هند ، مىكنند و خودشان را مىسوزانند ؛ زيرا باور مىكنند كه با اين كار به خداوند نزديك مىشوند ، و پاداش او ، دسترس آنان گذاشته مىشود .
و آنچه فراهم مىكند كه شخص ناچار ، سزاوار ستودن نشود ، اين است كه درخور كارى كه با انجام دادنش سزاوارى ستودن حاصل مىشود اين است كه براى خوبيش انجام گردد ، و كسى كه ناچار مىگردد ، از ترس و براى جلوگيرى از زيان كار انجام مىدهد .
ناچارى به دو چيز حاصل مىشود : يكى اين كه خداوند برتر از همه چيز دانشى آشكار در او بيافريند كه هرگاه كارى از كارها را آهنگ كند ، همان دانش او را از آن كار باز دارد ، پس ناگزير مىشود كه آن كار را انجام ندهد .
مانندش در آنچه مىبينيم ، كسى است كه با نشانيهاى استوار گمان مىبرد كه هرگاه كشتن پادشاهى را آهنگ كند ، او را از آن جلوگيرى خواهند كرد ؛ پس انگيزهاى برايش پيدا نخواهد شد كه به آن كار دست بزند .
و به همين علت است كه مردم جهان پسين ، ناچارند از انجام دادن كارهاى بد دست باز دارند ؛ زيرا خداوند برتر از همه چيز دانشى آشكار ، در آنان مىآفريند كه هرگاه انجام دادن كار بدى را آهنگ كنند ، آنان را از آن كار باز خواهد داشت .
قسم دوم از ناچارى به بردن سودهاى بسيار بدون زيان است ، و يا به زيان بردن زياد حاصل مىشود ، مانند كسى كه از بهشت و دوزخ آگاه باشد ، و آنها را باور كند ، و به كار خود واگذار شده باشد ، به در آمدن بهشت ناگزير خواهد بود ، و همچنين كسى كه درندهاى يا آتشى يا فروريختن ديوارى را ببيند ، به ناچار از همهء آنها خواهد گريخت .
قسم اول ، هيچ گاه از ناچارى بيرون شدنى نيست ، و دومى ، دگرگونشدنى مىباشد ، به اين كه باور كند : ماندن در اين جاها سودى دارد كه زيانش را از ميان مىبرد پس روا خواهد بود در آنجا بماند ، و اين زيان را برگزيند .
و بسا باشد در پارهاى از جاها كه ناچارى آن را فرا نگرفته باشد گزينش هم
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٥٩