بدست آورد ، مانند قلم براى نوشتن ، و كمان در تيراندازى ، پس توانا گردانيدن او بر بدست آوردن آنها و واجب كردن بدست آوردن آن ، جانشين آفريدن آن مىگردد .
هيچ كارى نمىشود بر روئى سر بزند ، و بر روى ديگر سر نزند ، مگر به اراده كردن آن ، پس اگر تكليف شده باشد كه كارى را بر اين روى انجام بدهد بايد بر اراده كردن توانا باشد ، مانند پرستشها و باز پرداختن وامها ، و جز آن ؛ و هركارى بدون اراده كردن هم بر روئى سر بزند ، رواست با آن كه از اراده كردن جلوگيرى شده باشد ، به آن تكليف داده شود . مانند پس دادن سپرده ، و برگرداندن چيزى كه از كسى به ستم گرفته شده است .
و بايد شخص تكليفشونده شهوتمند و رمنده از چيزهائى باشد ، و لذت برنده باشد ، زيرا آنچه از تكليف كردن در نظر گرفته شده دسترس گذاشتن پاداش است ؛ و سزاوارى براى پاداش يافتن ، جز بر كارى كه دشوارى به شخص تكليف شونده برسد حاصل نمىگردد و دشوارى به او نمىرسد ، مگر طبعا از آن كار رمنده باشد ، و نسبت به چيزى كه به خوددارى كردن از آن فرمان داده شده شهوتمند باشد .
و براى همين مىگوئيم : بايد شخص تكليفشونده از انجام دادن كارى كه فرمان داده شده ، يا از فراهم كردن دستآويزهايش ، يا از كارهائى كه پيوسته به آن است سختى بكشد ، و براى اين نمونههائى موجود است كه در سخن درازى كردن به شمردن آن نمونهها ، سودى نيست .
و نيز بايد در انجام دادن كارى كه به آن واداشته شده ، به خود واگذار گرديده باشد ، و چيزى او را از انجام دادن آن جلوگيرى نكند ؛ زيرا با جلوگيرى شدن از آن ، كار انجام دادنى نمىباشد ؛ همچنان كه با نبودن توانائى انجامشدنى نيست ، و در بدى تكليف كردن به آن ، تفاوتى ميان اين نيست كه از جانب خداوند برتر از همه چيز ، يا از طرف ديگرى جلوگيرى شده باشد ؛ بار خدايا ، مگر شخص تكليفشونده بر از ميان برداشتن چيزى كه جلوگيرى از او مىكند ، توانا باشد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٥٧