وادار گرديده ، حاصل مىشود كه آن كار را براى روئى كه وادار گرديده كه واجب يا مستحب باشد ، انجام داده باشد ، و نمىتواند بر آن روى انجام بدهد مگر كسى كه به آن دانا باشد .
و همچنين تكليف شونده هنگامى بر دست باز داشتن از كار بد ، سزاوار پاداش مىگردد ، كه براى بد بودن كار از آن دست باز دارد ، و كسى كه دانا نباشد ، نمىتواند ، براى بدى ، از آن دست باز دارد .
و براى اين كه اگر دانا نباشد با همهء كوشش و تابوتوانى كه به كار مىبرد ، نمىتواند بداند كه آنچه بايد انجام داده شود همان از او سر زده است ، و بايد در انجام دادن كار كوتاهى نكند .
و اين كه گفتيم : يا بر بدست آوردن دانائى توانا باشد ، براى اين است كه هرگاه به كارى وادار گردد ، و نشانههائى براى دانا شدنش برپا گردد ، تكليف كردن او درست مىباشد .
و براى همين مىگوئيم : كافران به انجام دادن كارهاى واجب فرمان داده شدهاند ؛ زيرا آنان بر بدست آوردن دانائى به كارهائى كه بايد انجام دهند توانا مىباشند .
و چون دانائى جز با درست بودن خرد ، به وجود نمىآيد ، بايد تكليفدهنده خردش را درست گرداند .
( تعريف عقل و نتيجهء آن « 1 » )
خرد همان دانشهاى گردآوردهاى است كه هرگاه به وجود آيند ، انسان داراى خرد درست مىباشد ؛ و اين دانشها را نمىشود در شمار آورد ؛ اما با آوردن صفت مىتوان آنها را از ديگرها جدا گردانيد ، زيرا آنچه ما مىخواهيم دربارهء خرد بگوئيم به خود آن بازگشت نمىكند .
هامش
( 1 ) اين قسمت خلاصه و مختصر امور عامه است كه در اول كتب فلسفى و كلامى ذكر مىشود .