تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
و نيازمندى به آن جز براى اين نيست كه به دانشهاى استدلالى دست‌رسى پيدا شود ، و كارها بر آن روئى كه به آنها تكليف داده شده است ، انجام گردد پس بايد براى شخص تكليف‌شونده ، به اندازه‌اى از دانشها فراهم گردد كه بر اين دو روى دست پيدا كند . و اين دانشها به يكديگر قسمى وابستگى دارند كه به دانش‌هاى ديگر اين وابستگى را ندارند ؛ و براى همين است كه بايد هردانشى كه جز با دانستن آن ، دانستنىها پذيرفتنى نيستند براى شخص وجود پيدا كند ، و دانستنىهائى كه خرد نام دارند بر سه گونه‌اند : نخست : دانستن پايه‌هاى دليلها و دانستنىها مىباشد . دوم : دانستنىهائى است كه پى بردن به آن پايه‌ها جز با دانستن آنها حاصل نمىشود . سوم : دانشهائى است كه آنچه مىخواهيم در پايان بدست آوريم ، جز با دانستن آنها فراهم نمىشود . نمونه براى نخست دانستن دگرگونگىهائى است كه بر اجسام روى مىدهد ، مانند حركت كردن و ساكن شدن ، و نزديك شدن و دور شدن آنها ، و دانستن اين كه هيچ چيز نمىشود ، از هستى و نيستى كه روياروى يكديگرند تهى باشد . و دانستن چگونگىهاى كار انجام‌دهندگان و وابستگى داشتن كارها به اين چگونگىها . و اين چگونگىها دانسته نمىشوند ، مگر براى كسى كه درك‌شدنىها را بداند ، يا از آن كسانى باشد كه اگر درك‌شدنىها را دانسته باشد ، آنها را هم خواهد دانست ، و از كسانى باشد كه هرگاه ، براى نيكو انجام دادن كارها كوشيده باشد بايد آنها را دانسته باشد . و شناختن عادتها از ريشه‌هاى دليلهاى شرعى است و ناگزير بايد آنها را دانست ، و به مانند قسم دوم است . و بنا به روش گروهى با ناهمسازى كه در آن هست ، شناختن آگاهىدهندگان به آگاهى يافتنىها بدان پيوسته شده است . اما نمونه‌هاى قسم سوم همان دانستن روىهائى است كه ستودن و نكوهيدن