تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
بازگشت مىكند ، آنها را چنين مىيابيم كه در همه رو هم ، آشكار مىشوند ، يكى از آن اثرها ادراك كردن است ، كه در همه انجام مىگيرد ، و دردناكى و لذت بردن پيرو درك كردن ، مىباشند ، و كارى كه آغاز مىگردد ، در پايانهاى همه است ، پس بايد انجام شدن كارها را به چيزى نسبت داد ، كه وابستگى تصور شدنى برايش باشد ، و پس از آن كه همهء دليلهائى را كه براى وابستگى داشتن كارها به چيزهاى ديگر آورده شده ، باطل كرديم ، جز اين بجا نمىماند كه آنچه ما گفتيم درست باشد . نمىشود انجام‌دهندهء كارها ، چيزى جز همگى روهم باشد ، چه آن در ميان اين همگى باشد ، يا بيرون از آن باشد . زيرا اگر چيزى جز همگى باشد ، بايد وجود اين همگى روهم را بيرون از خود « 1 » آغاز كند ، براى آن كه بنابراين روش ، توانائى به همين موجود زنده پاينده است ، نه به همگى روهم ، و آغاز كردن كارى بيرون از خود انجام‌دهنده ، انجام نشدنى است ؛ و نادرستى آن بطور آشكار از اين دانسته مىشود ، كه گاهى ، هريك از ما پاره‌اى از جسمها را با يك دست ، نمىتواند با خود ببرد ، و يا برايش سنگين است ، و چون از هر دو دست كمك بگيرد ، كارى كه از او بر نيامده بود بر مىآيد و آنچه سنگين بود ، برايش سبك مىشود . و بنا به سخن كسى كه مىگويد ، آن جزئى كه زنده است ، در اجزاء ديگر بدن ، كار آغاز مىكند ، و اين پاره‌ها جا براى توانائى نيستند ، هيچ دليلى براى آنچه به ناچار ، دانسته شد ندارد ؛ و اين سخن درست نمىشود ، مگر به روش كسى كه در دست راست بخشى از توانائى ثابت مىكند ، و مىگويد ، جز با به كار بردن همان دست با آن بخش از توانائى بدون واسطه كار انجام نمىگردد . و شخص توانا اگر چه با توانائىهائى كه در دست راست و چپ است ، مىتواند كار انجام بدهد ، اما كار همه با به كار بردن يك دست انجام دادنى نمىباشد .
هامش
( 1 ) عبارت « ان يخترع و يبتديها » مىباشد و اختراع چنين تعريف شده است : الاختراع ابتداء القادر الفعل لا فى نفسه « فرهنگ اصطلاحات كلامى از شيخ طوسى و ديگران ص 15 ) .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 345 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى