زمان خوب است ، همچنان كه سيد مرتضى مىگويد ، روى خوبى تكليف كردن اين است كه خداوند مىداند هرگاه تكليفشونده كارى را كه از او خواسته شده انجام دهد ، پاداشى را به دست آورده است كه به انجام دادن آن كار ، سزاوارش گرديده است ، هرچند بدست آمدن سزاوارى پاداش ، پس از تكليف كردن است .
اما كارهائى كه تكليف شدنى مىباشند ، بايد بر آن روئى كه بدان تكليف داده مىشود ، براى شخص تكليفشونده ، انجام شدنى باشند ؛ زيرا انجام شدنى بودن كار ، آمادگى آن ، براى سر زدن ، از شخص انجامدهنده است ، و تكليف كردن تا با آمادگى كار ، براى انجام دادن همراه نباشد ، خوب نخواهد بود .
شرط ديگر تكليف شدنى بودن كارها ، اين است كه انگيزههاى شخص تكليف شونده را به مهربانى كردن به او و هر چه مانند آن باشد ، كه با تكليف كردن منافى نباشد ، نيرومند گردانند ؛ براى اين كه مهربانى كردن با تكليف كردن به يك راه مىروند .
و بايد به كارى كه تكليف داده مىشود ، سزاوارى ستوده شدن و پاداش گرفتن حاصل شود ؛ زيرا روى خوبى تكليف كردن بنابر آنچه پيش از اين گفتيم چون دسترس گذاشتن پاداش است ، نمىشود تكليف دادن كارى را فرا گيرد جز آن كه سزاوارى پاداش گرفتن ، بر آن فراهم شود .
و كارهائى كه سزاوارى پاداش گرفتن بر آن حاصل مىشود ، بر دو گونهاند :
يكى واجب است ، و ديگرى مندوب است ، و تكليف دادن هم از اين دو بيرون نيست كه يا واجب است و يا مندوب است ، و كار مباح را فرا نمىگيرد ؛ زيرا مباح در سزاوارى ستودن و پاداش يافتن دخالتى ندارد .
پس اگر بگويند : چون از تكليف دادن ، دسترس گذاشتن پاداش ، در نظر گرفته شده است ، آيا دربارهء تكليفشونده به اين بس نمىشود كه از او كار مستحب بخواهند ؟ زيرا سزاوارى پاداش گرفتن به انجام دادن كار مندوب نيز حاصل مىشود ، و اگر هم انجام نگردد ، سزاوارى شكنجه ديدن بر آن فراهم نمىشود ؛ زيرا سزاوارى شكنجه ديدن ، بر انجام ندادن كار واجب ، حاصل مىشود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٤١