تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
است كه آفرينش را با پديد آوردن موجود زنده آغاز كند ، و در او شهوتى بيافريند كه آنچه را هست درك كند ، و از آن لذت ببرد و آن موجود درك‌كننده كه زنده است مىشود خود تكليف‌شونده يا چيز ديگرى جز او ، باشد ، زيرا رواست موجود زنده اشتها داشته باشد كه خودش را و صفاتى را كه در او حلول كرده ، درك كند ، همچنان كه مىشود به درك شدنىهاى ديگر نيز شهوت بورزد . و بايد اراده‌اى را بيافريند كه به آن اراده اين موجود زنده و زندگى و شهوت او را بيافريند ، براى اين كه ، بنابر آنچه در گذشته‌ها آشكار كرديم ، هرگاه شخص دانا كارى انجام بدهد ، و هنگامى كه از اراده كردن جلوگيرى نشده باشد ، بايد آن كار را اراده نمايد ؛ و براى همين گفته‌اند : هرگاه بدانند كه جسم بىجان بر روى جان‌دارى خواهد افتاد ، از پيش آفريدن اجسام بىجان بد خواهد بود ؛ زيرا كارى بيهوده است . و سيد مرتضى خدايش بيامرزاد ، در بين درس گفتنش آورده است كه هرگاه خداوند بداند كه پس از آفريدن اجسام بىجان ، تكليف‌شونده‌اى را خواهد آفريد و او را آگاه خواهد گردانيد كه جسم بىجان نخست آفريده شده است ، آفريدن جسم بىجان مهربانى به او مىباشد ، و نمىشود اين آگهى دادن راست باشد ، مگر آن كه آفريدن جسم بىجان پيش از جاندار باشد . و بزرگترين عيب‌جوئى بر اين استدلال آن است كه گفته شود ، روى خوبى آفريدن جسم بىجان نمىشود پس از زمان تكليف كردن به كارها باشد ، و خبر دادن از آفريدن جسم بىجان كه پس از آفريدن آن است ، پس از تكليف كردن است پس نمىشود خبر دادن از آفريدن جسم بىجان علت خوبى آن باشد « 1 » . و مىتوان از اين پاسخ گفت ، كه چون خداوند از خود مىداند كه بعدها تكليف‌شونده‌اى را خواهد آفريد ، و او را از آفريدن جسم بىجان آگاه خواهد گردانيد و او از اين آگهى سود خواهد برد ، آفريدن جسم بىجان در همان
هامش
( 1 ) زيرا تأخر علت از معلول لازم مىآيد .